Untitled Document

کتابخانه بانو امین(ره)

وصیت نامه ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

وصیت نامه

«پس چون حدیثی هست که: (من مات بلا وصیه مات میتة  جاهلیة) دوست داشتم که این کتاب (اربعین الهاشمیه) را به وصیت خود خاتمه دهم زیرا ختام مشکی است بویا، پس در وصیت شروع می نمایم به آنچه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) به ما آموخت در روایتی که در تهذیب از حضرت صادق (علیه السلام) که فرمودند پیامبر خدا فرمودند:


«من لم یحسن وصیته عند الموت کان نقصاً فی مروته و عقله. قیل یا رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)، و کیف یوصی المیت قال :
«اللهم فاطر السموات والارض، عالم الغیب والشهادة، الرحمن الرحیم، اللهم انی اعهد الیک فی دار الدنیا، انی اشهد ان لا اله الا انت وحدک لا شریک لک و ان محمداً عبدک و رسولک، وان الجنة حق و النار حق و ان البعث و الحساب حق و العدل و القدر و المیزان حق و ان القرآن حق و ان القرآن کما انزلت و انک انت الله الحق المبین. جزی الله محمداً (صلی الله علیه و آله)، خیر الجزاء، وحی الله محمداً و آل محمد بالسلام. اللهم یا عدتی عند کربتی، و یا صاحبی عند شدتی، و یا ولیی فی نعمتی الهی و اله آبائی لاتکلنی الی نفسی طرفة عین. فانک ان تکلنی الی نفسی کنت اقرب من الشر و ابعد من الخیر، و آنس لی فی القبر وحشتی و اجعل لی عهداً یوم القاک منشوراً.»
ثم یوصی یحاجته و تصدیق هذه الوصیه فی القرآن فی السوره التی تذکر فیها مریم (علیها السلام) فی قوله عزوجل: (لا یملکون الشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهداً) فهذا عهد المیت؛ و الوصیة حق، علی کل مسلم ان یحفظ هذه الوصیة و یعلمها و  قال امیر المؤمنین (علیه السلام) علمینها رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم)؛ و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) علمینها جبرئیل (علیه السلام).
پس همچنین من (مؤلف) به همه خواهران و برادران خود از مؤمنین و مسلمین وصیت می نمایم به آنچه معتقدم از اموری که موجب سعادت و رستگاری و کمال و نجات است و از خدای تعالی و پرودگار یکتا می خواهم که مرا و تمام مؤمنین و مؤمنات را برای رسیدن به آن موفق گرداند.
شما را سفارش می نمایم به پرهیزگاری البته آن طوری که شایسته پرهیزگاری است و توجه به خدای سبحان با تمام همت و توانایی و اینکه هرگز و در هیچ حال چه در حال آسایش و تندرستی و چه در حال سختی و مرض و چه در نعمت و یا تنگدستی و عافیت یا آفت زدگی و فقر و یا بی نیازی از او لحظه ای غفلت ننمائید و با قلب و زبان همیشه به یاد او باشید و اوامر و نواهی او را ترک ننمائید چنان که امام صادق (علیه السلام) برای ابو عبیدة خزاعی در ضمن سخنان خود فرمودند: (همیشه به یاد خدا باش ولی نه این که مقصودم کلمه سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر باشد اگر چه آن هم ذکر خدا است لکن مقصود من آن است که وقتی با حلال و حرام مواجه شدی خدا را فراموش مکن اگر طاعت است به جای آر و اگر معصیت است از آن دوری گزین) و این آیه را از قرآن کریم که می فرماید:
«رجال لاتلهیهم تجارة و لابیع عن ذکر الله و اقام الصلوة وایتاء الزکاة یخافون یوماً تتقلب فیه القلوب والابصار لیجزیهم الله احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله»
فراموش مکن زیرا تنها پرهیزکارانند که اعمالشان مورد پسند باری تعالی واقع می شود چنان که فرموده است: «انما یتقبل الله من المتقین» . و به پرهیزکاری است که نفس انسان تکامل می پذیرد و به مرتبه عبودیت که همان ربوبیت است واصل می گردد، و نیز به صفت تقوی است که برای متقی علم و آگاهی به دست می آید چنان که حق تعالی فرموده است: «و اتقوا الله و یعلمکم الله» . و معلوم است که دانشی که به وسیله تقوی حاصل می گردد، غیر از علمی است که به وسیله تعلم و اکتساب از ادلّه نظری به دست می آید زیرا دانشی که به کسب و نظر حاصل می شود علم رسمی است و نور و ضیائی از آن حاصل نمی شود چنان که شیخ بهایی (قده) گفته است:
علم رسمی سر بسر قیل است و قال                    نه از او کیفیتی حاصل نه حال
اما علم و دانشی که از تقوی پدید می آید نوری است که می تابد در قلب بنده ای که خدا می خواهد.
سپس شما را به تحصیل معرفت و شناسایی و محبت و امیدواری ملاقات خدای سبحان سفارش می نمایم زیرا هیچ کس به سعادت و رستگاری فائز نمی شود جز به شناسایی و محبت باری تعالی و بدانید که «خدا ناشناس» بی قدر است و اعتنایی به اعمالش نیست اگر چه اعمال ثقلین را انجام دهد چنان که بسیاری از اخبار گویای آن است پس برای به دست آوردن تقوی و تحصیل معارف الهی و راه رضای او بکوشید و جدیت نمایید: «و استقم کما امرت» و بدانید که: «ان المتقین فی مقام امین» «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» و به خدای تعالی و فرستادگان و خلفاء او (علیهم السلام) بگروید: «فمن یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها» و عمل نیک انجام دهید و بدانید که خدای عز و جلّ «لا أضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی» و اعمالتان را برای خدا خالص سازید و از آن به فکر اجر و پاداشی نباشید و آن را وسیله رسیدن به لقاء الله قرار دهید چنان که فرموده است:
«فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لایشرک بعبادة ربه احداً»
در تمام امور بر خدای تعالی توکل داشته باش زیرا کسی که به خدا توکل نماید خدا او را کفایت می کند و به قضاء و قدر الهی راضی باش و در برابر اوامر او تسلیم باش و بدان که مرتبه رضا و تسلیم از مراتب بزرگی است و کسی که به آن پیوندد البته رستگار خواهد بود و در بلا و مصائب صبر نما که: «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب» و در همه دستورها از رسول خدا پیروی نما و بدان  که راه شناخت خدا و کسب رضایت او منحصر است در پیروی از فرستاده او (صلی الله علیه و آله) و محبت نزدیکان و یارانش و ولایت آنها را تحصیل نما که رشته محکمی است و ریسمانی است متین و کشتی نجات است و کسی که به آن توسل نماید نجات می یابد و کسی که از آنها منقطع شود ناخود آگاه هلاک می گردد و بدان که طیّ نمودن راه خدا مگر به هدایت این پیشوایان حقیقت ممکن نیست بلکه منحصر به ولایت و محبت آنها است چنان که از خود آنها (علیهم السلام) رسیده است:
«بنا عرف الله و بنا عبد الله لولانا ما عرف الله»
و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در حدیثی مشهور فرمودند:
«و ما نودی بشیءکما نودی بالولایه»
و از آنچه حرام شده است و از مکروهات حتی از مشتبهات اجتناب کن زیرا ارتکاب حرام راه خدا را نسبت به تو مسدود می سازد و شما را از خدای سبحان دور می دارد و انجام مکروهات و مشتبهات شما را در محرمات واقع می سازد چنان که به طور ناخود آگاه هلاک خواهید شد که: «من اجتنب الشبهات نجی من المحرمات» و خود را در انجام واجبات بلکه مستبحات و نوامیس الهی و اعمال صالح به زحمت بینداز و کوشش نما در مراعات شرایط صحت آنها و مراعات شرایط قبول آنها آن طوری که صلاحیت محضر مولا جلّ شأنه را داشته باشد و مورد نظر او واقع گردد و با خود در مخالفت تمایلات نفس و تطهیر آن از اخلاق ناپسند و متصف نمودن آن به صفات حمیده مجاهده کن و از غفلت و بطالت بر حذر باش و هر صبح و شام نفس خویش را تحت محاسبه قرار ده و در هر عمل که از آن صادر می شود مراقب باش که مبادا لحظه ای از طاعت خدا تخطی نماید و جان و مال و تمام نیروی خود را در راه رضای خدای تعالی مصروف دار و خودت وصی خویش باش و آنچه را که میل داری در مالت انجام شود خودت انجام بده چنان که حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«یا ابن آدم! کن وصیّ نفسک و اعمل فی مالک ما تؤثر ان یعمل فیه من بعدک»
و برای فرزند خود امام حسن (علیه السلام) فرمودند:
«یا بنی لاتخلفن وراءک شیئاً من الدنیا، فانک تخلفه لاحد رجلین: اما رجل عمل فیه بطاعه الله فسعد بما شقیت به، و اما رجل عمل فیه بمعصیه الله فشقی بما جمعت له فکنت عوناً له علی معصیة الله و لیس احد هذین حقیقاً ان تؤثره علی نفسک و تحمل له علی وزرک»
و نیز فرمودند: «سود هر کسی از مال دنیا همان است که برای آخرت خود صرف می نماید.»
و در اصلاح امور مسلمین و مؤمنین جد و جهد نما که در کافی روایت شده است: حضرت صادق (علیه السلام) از قول پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که صبح کند و به فکر امور مسلمانان نباشد از مسلمانان به حساب نمی آید» و همچنین اخبار بسیار دیگر.
و احسان نما بر افراد نوع خود و دیگر مخلوقات خدای سبحان و نسبت به افراد پیر مانند فرزند و نسبت به جوانان مانند برادر و برای اطفال مانند پدر باش و آنچه برای خویش دوست می داری برای ایشان روا بدار و آنچه برای خود نمی پسندی برای آنها خوش مدار و حقوق هر صاحب حقی از آنها را ادا نما و با همه آنها بلکه با دشمنان خود نیز مهربانی کن و هر چه ممکن است عیوب و لغزش آنها را مستور بدار و از محبت دنیا بپرهیز زیرا «حب الدنیا رأس کل خطیئه»
بیش از همه چیز از نفس امّاره خطاکار غافل و ساهی لاهی که فقط متوجه شهوات و تزئینات طبیعت است برحذر باش که بالاترین دشمنان تو است همان طور که اخبار بیانگر آن است و بترس از اینکه به امید فردا مغرور شوی و مگذار که آرزوهای این حیات حسی که خدا آن را و دوست دارانش را مذمت فرموده آنجا که در سوره یونس (علیه السلام) فرموده است: «ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن ایاتنا غافلون اولئک مأویهم النار بما کانوا یکسبون»
و خود را در شکستن شهوات نفسانی به زحمت بینداز بدین گونه که با مورد تمایل نفس خویش از لذائذ نفسانی مخصوصاً پر خوری مخالفت نما تا از بندگی نفس اماره و شیاطین مکاره آزاد شوی زیرا پر خوری هوش و ذکاوت را به تیرگی می کشاند و پری معده قساوت قلب می آورد و بیشتر کسانی که در این دنیا سیر تر بوده اند در قیامت گرسنگی آنها طولانی تر می شود چنان که اخبار بسیار گویای این مطلب است.
و بدان که هیچ کس به مقام موحدین و متوکلین و صالحین و متقین نمی رسد جز بعد از ریاضت های دشوار و کوشش های بسیار از تهذیب اخلاق و پاک سازی نفس از رذائل و آراستگی  به صفات فضایل و واگذاشتن رسوم و عادات و فارق داشتن قلب را از اغیار و مداوت بر ذکر خدای واحد قهار و مراقبت بر آن زیرا بوسیله اینها نفس انسان مستعد افاضه نور معرفت و یقین می گردد و از حضیض ناسوت به اعلی علیین عروج می نماید و در تحصیل بی نیازی ابدی به توسط این بدن تا آنجا که ممکن است کوشش نما قبل از این که زمان فناء و فساد آن فرا رسد و بترس از این که نفس تو در زندان طبیعت محبوس گردد و در دیار غرور و فریب ماندنی شود و از افرادی گردد که خواهند گفت: «رب ارجعون لعلی اعمل صالحاً فیما ترکت»
و جواب شنوند:
«کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون»
سپس از شما بردران مؤمن می خواهم که برای من نزد پروردگار گواهی دهید چنان که خدای سبحان را گواه گرفتم «کفی به شهیداً» و نیز تمام ملائکه و سکنه آسمان ها و حاملان عرش و کسانی که برگزیده خدا هستند از انبیاء و رسل گواه می گیرم به این که اقرار می نمایم و به زبان و قلب و باطن بلکه به جمیع اعضاء و جوارح شهادت می دهم که لا اله الا الله و انه تعالی واحد احد صمد لم یتخذ صاحبة و لا ولدا و انه تعالی و تقدس عالم قادر حی مرید مدرک ازلی ابدی سرمدی، سمیع بصیر رحیم غفور منزه عن جمیع نقائص الممکنات. و نیز شهادت می دهم که جمیع ملائکه و انبیاء و رسل و کتب، حق و صدق اند و شهادت می دهم که جدم محمد (صلی الله علیه و آله) عبد و پیامبر خدا و خاتم النبیین است و هر چه به او نازل شده است حق و صدق می باشد و این که او «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی»
و شهادت می دهم که وصی بعد از او و خلیفه بلا فصل او جدم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیهم السلام) است و این که حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجه بن الحسن القائم المهدی (صلوات الله علیهم) امامان من هستند. و شهادت می دهم که امام منتظر الحی که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) به ظهورش خبر داده است در اخبار زیاد که از متواترات است و از طریق خاصه  و عامه نقل شده است و به فرمایش او (صلی الله علیه و آله):
«ان المهدی من عترتی من اهل بیتی یخرج فی آخر الزمان تنزل له السماء قطرها و تخرج له الارض بذرها فیملأ الارض عدلا و قسطاً کما ملأها القوم ظلماً و جوراً» 
همان حجت بن الحسن قائم است که روح و جانم فدای او باد و خدا تعجیل در فرج او فرماید و ظهور حضرتش را آسان گرداند.
و شهادت می دهم که معاد یعنی رستاخیز، حق است و صراط و میزان حق و بهشت حق است و دوزخ حق و قرآن و تمام کتب آسمانی نیز حق و همه اینها برای من به طور یقین و بصیرت دینی است و خدا را گواه می گیرم و «کفی به شهیداً» که آن چه را از معارف حقه یاد آور شدم تقلید از دیگران نبوده بلکه به جهت پیروی از دین اسلام، پروردگار من به من الهام نموده است و به سوی آنها مرا هدایت کرده است و بدین وسیله سینه ام را بسط داده به طوری که قلبم به آنچه در اینجا گفتم یا نگفتم وسعت داد زیرا معانی ذوقی به رشته تحریر در نمی آید و همین اندازه از بیان کافی است برای آنهایی که دارای بصیرت قلب باشند و همه اینها از تفضل پروردگار من است. «لیبلونی أأشکر ام أکفر و من شکر فإنما یشکر لنفسه و من کفر فإنه غنی عن العالمین»
خدایا ثابت بدار مرا و جمیع برادران و خواهران مؤمن مرا بر کلمه اخلاص «و هب لنا من لدنک رحمه وقنا عذاب النار» از تصنیف این کتاب به کمک خدای وهاب در شب نهم ماه محرم در سال 1355 هجری قمری نبوی محمدی (صلی الله علیه و آله) که هزار بار درود و سلام و تحیت بر هاجر و آل او باد فراغت یافتم به حمد و سپاس پروردگار و من دختر مرحوم مبرور حاج سید محمد علی امین التجار اصفهانی (طاب الله سراه) هستم و الحمدلله اولاً و آخراً و ظاهراً و باطناً.»

 

مشکات الانوار، ص334

تهذیب، ج9، ص174

نور/37

مائده/27

بقره/282

 شوری/ 15

 دخان/ 51

 قمر/ 55

 آل عمران/ 195

کهف/110

 کافی، ج1، ص144

 کافی، ج2، ص11

نهج البلاغه، ص254

نهج البلاغه، حکمت416

 یونس/ 7 و 8

مؤمنون/99

 مؤمنون/ 100

بحار الانوار، ج51، ص74

 نمل / 40

 ترجمه اربعین الهاشمیه، ص 587 تا 596

تغییر اندازه فونت

A+ | A- | Reset