Untitled Document

کتابخانه بانو امین(ره)

آثار قلمی و تألیفات بانو (ره) ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

آثار قلمی و تألیفات بانو (ره)

زندگی بانو را به سه دوره می توان تقسیم کرد:

از کودکی تا بیست سالگی دوره بستر سازی و آماده کردن زمینه های درونی جهت شکوفا شدن استعدادها

از بیست سالگی تا چهل سالگی دوره ظهور استعدادها و کمالات درونی و شکوفا شدن آنها

از چهل سالگی به بعد مرحله به ثمر رسیدن و انتشار آثار خارجی کمالات و ظهور و بروز آن در جامعه آثار و تألیفات نورانی و الهی بانو در دوره سوم زندگی ایشان واقع گردید و همان طوری که قبلاً از خود ایشان نقل کردیم، بسیاری از آنها مشمول یادگیری از استاد قرار نمی گیرد بلکه با ارشاد مستقیم خداوند و کمک او بوده است و در آن کمتر از امور خارجی کمک گرفته شده است. 


در مقدمه کتاب معاد ایشان آمده است:
از آنجا که ایشان از افاضات رحمانی و رشحات سبحانی برخوردار بوده اند یکی از بستگان نزدیک ایشان نقل نموده است: «حاجیه خانم وقتی قلم به دست می گرفتند و به نوشتن می پرداختند اصلاً خط خوردگی در نوشته های ایشان ملاحظه نمی شد.»
اینکه گوید از زبانم راز کیست                           بشنوید این صاحب آواز کیست
مرحوم علامه آیت الله محمد تقی جعفری در این رابطه می گویند: «کتاب سیر و سلوک تألیف آن عالمه معظمه شاهد روشنی است به این که معارف و فلسفه های حرفه ای، روح ایشان را نساییده است، بلکه آن نوع دریافت ها و معارف ایشان را جلب کرده است که دانستن آنها غالباً با (شدن ها) همراه است. اشراف و آگاهی خانم امین در کتاب سیر و سلوک به واقعیات قابل اهمیت، توأم با نوعی وجدان علمی که متأسفانه افراد کمی از دانشمندان موفق به داشتن آن می شوند به خوبی آشکار است.»
بهترین معرف انسان تجلیات او و رفتار، کردار و ظهور صفات درونی در حرکات و سکنات خارجی او و همچنین هم نشینان ایشان و محبوبین او می باشد، و ما در اینجا آثار قلمی و مکتوبات بانو که نشان دهنده حالات و علاقه های وی می باشد را مورد بررسی قرار می دهیم اگر چه بانو به جهت شدت اخلاص و تواضعی که داشتند نام خود را هرگز روی کتابهایشان ننوشتند بلکه بنام بانوی ایرانی آنها را منتشر می کردند.
و ما سعی می کنیم کتب ایشان را به ترتیب نگارش توضیح دهیم.
1- الاربعین الهاشمیة فی شرح جملة من الاحادیث الواردة فی العلوم الدینیة (به زبان عربی)
2- مخزن اللئالی در فضیلت مولی الموالی حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام)
3- سیر و سلوک در روش اولیاء طریق سیر سعداء
4- معاد یا آخرین سیر بشر
5- روش خوشبختی و توصیه به خواهران ایمانی
6- اخلاق و راه سعادت (توضیح و ترجمه «طهارة الاعراق ابن مسکویه»)
7- النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیة (به زبان عربی)
8- مخزن العرفان در تفسیر قرآن مجید (پانزده جلد)
9- جامع الشتّات (به زبان عربی)
آثار منتشر نشده بانو:

حاشیه الاسفار الاربعه

حاشیه فرائد الاصول شیخ الانصاری

حاشیه مکاسب شیخ الانصاری

الاربعین الهاشمیه

این کتاب که در سن چهل سالگی ایشان به زبان عربی به رشته تحریر در آمد و در آن روایات ذکر شده، بسیار عمیق و اجتهادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و همان طور که در شرح حال وی اشاره شد، بعد از انتشار، در مجامع علمی خصوصاً حوزه نجف و نزد بزرگان از آن استقبال شایانی شد و سبب شهرت علمی او در داخل و خارج کشور گردید و بسیاری را از دانش و اطلاعات وسیع علمی وی شگفت زده کرد و اینکه ایشان در مباحث فلسفی، کلامی، عرفانی، اخلاقی و تربیتی چقدر دارای عمق و سعه نظر می باشد.
در مقدمه کتاب وی انگیزه نگارش را چنین می گوید:
«... چون که آگاهی پیدا کردم بر احادیث متواتر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) الناطقة بانّه من حفظ علی امتی اربعین حدیثاً مما یحتاجون الیه فی امر دینهم بعثه الله عزّ و جلّ یوم القیمة مع النبیّن و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقاً و بانه بعثه الله فقیهاً عالماً و بانّه کنت له شفیعاً علاقه مند شدم، کتابی را مشتمل بر چهل حدیث تألیف نمایم و فکر کردم و اندیشیدم که من لایق این میدان نیستم پس دیدم آنچه که کل آن درک نمی شود نباید همه آن ترک شود بر همین اساس به یاری خداوند متعال به جمع احادیث و شرح و بیان آنها پرداختم ...»
نمونه هایی از مباحث کتاب:
معرفت خداوند سبحان و صفات حق تعالی و اشتقاق لفظ الله و عبادت اسم بدون معنی، اقسام معانی واحد و اقامه براهین بر توحید حق تعالی و وحدت عالم، مراتب معرفت خدا، جایگاه عقل و معانی آن و صفات انسان کامل و ارتباط معرفت و عبادت و پرستش، اسفار اربعه برای سالکین الی الله و مطابقت داشتن طبقات مردم با عوالم هستی، معرفت خدا و رسول و اولوالامر و طبقات انبیاء و مرسلین، مراتب نبوت، نقش ائمه (علیهم السلام) در قیامت و اینکه نبی و امام باب معرفت الهی و چشمه های زلال الهی هستند، حقیقت علم و آداب متعلم در حدیث عنوان بصری، جایگاه اولیاء الهی و اثرات اهانت به آنها، تشابه به حال سالک در تفکر به حال عشاق، حقیقت عالم ذر، وجوه تقوی و معنی لطیفی از آن، آثار حب دنیا و حقیقت آن، تعریف زهد و مراتب و درجات و اسباب آن، نماز اسرار و آثار و علائم قبولی آن، چگونگی معاشرت با اهل زمانه و  دعا و  ارتباط آن با قضا  و قدر الهی و ...

مخزن اللئالی در فضیلت مولی الموالی

ایشان بعد از مسافرت به نجف اشرف و زیارت جدّش امیرالمؤمنین (علیه السلام)، نذر می کند اگر حاجتش بر آورده شود کتابی در مورد حضرت بنویسد و بعد از رسیدن به حاجت در دریایی از فکر و تحیر در باب چگونگی اداء نذر فرو می رود. در مقدمه کتاب چنین می نویسد:
«... چون این فقیرة حقیرة بی بضاعت در موقع تشرف به نجف اشرف به جهت مهمی نذر کرد در فضائل مولی الموالی امیرالمؤمنین (علیه السلام) تألیف کند، بعد از آن با خود فکر کرد که این کاری است بسیار خطیر و دریایی است بس عمیق، از کدام راه می توان در این دریای موّاج داخل شد و از درّ و لئالی آن، ذّره ای بدست آورد و چگونه می توان توصیف کرد کسی را که زبان سخن سرایان عالم از ذکر اول درجه از فضائلش عاجز و بیان فصحاء و بلغاء عالم از تحریر و تقریر ادنی آثارش قاصر ...
پس از یأس و نا امیدی در دریای فکر فرو رفتم، ناگاه این حدیث را متذکر گشتم «ما لا یدرک کله لا یترک کله» یعنی نباید انسان ترک کند چیزی را که مقدور او می باشد برای چیزی که مقدور او نیست. پس گستاخانه متعرض این شدم که شمه ای از فضائل و مناقب آن حضرت را بیان نمایم لکن نه اینکه ....
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولان گه تو است       عرض خود می بری و زحمت ما می طلبی»
این کتاب مشتمل بر یک مقدمه و پنج باب و یک خاتمه است.
باب اول: در بیان فضیلت محبت حضرت امیر و معرفت حضرت امیر به مقام نورانیت و معنی مقام نورانیت، مباحثی پیرامون انسان کامل و خصوصیات آن و معنی عبودیت و تحقق آن به چهار چیز، مطالبی پیرامون حدیث قرب نوافل و اینکه مقصود از شناختن خود چیست و طریق خودشناسی و معنی محبت رحمانی وی محبت عبد نسبت به حق تعالی.
باب دوم: در خصوصیات حضرت علی (علیه السلام) افضلیت او از انبیاء الهی و ذکر هفتاد فضیلت از فضائل امیرالمؤمنین و توضیحاتی در سرّ اینکه حضرت امیر (علیه السلام) قسمت کننده بهشت و جهنم است.
باب سوم: در بیان معجزات آن حضرت
باب چهارم: ملکات نفسانیه آن بزرگوار و صفات روحیه ایشان.
باب پنجم: در بیان مواعظ حضرت و مباحثی پیرامون شناخت مقربین و اولیاء خدا و بیان اسفار چهارگانه سالکین و علماء ربانی و صفات عارفین و بیان عرفا در مورد اینکه نفس به پنج چیز تکمیل می گردد.

سیر و سلوک در روش اولیاء و طریق سیر سُعداء

این کتاب بنابر نوشته خود بانو در پایان کتاب در روز شنبه دوم شهر رجب الاصب سنة 1363 قمری هجری مطابق سوم تیرماه سنة 1323 شمسی به پایان رسید. یعنی نوشتن آن واقع شده است در ایامی که طوفان ویرانگر کشف حجاب رضاخانی، حمله به مبانی اعتقادی و ایمانی و اخلاقی مردم کرده و پایه دینی مردم را سست نموده بود.
وی در این کتاب حقیقت انسانی و اینکه انسان در چه مقام و رتبه ای و متعلق به چه عالمی می باشد را بسیار زیبا، عمیق و روان بیان می کند و راه های رسیدن به جایگاه حقیقی و منازل سلوک و مراحل تکامل انسانی که نهایت آن توحید و فناء فی الله می باشد را به خوبی به رشته تحریر در می آورد. از آنجا که خود، طعم این معانی را چشیده و در زمره سالکین الی الله و واصلین می باشد سخنان او که از عمق وجود او برخاسته بسیار روان، مطابق با فطرت و نافذ در قلب انسانی می باشد.
ایشان انگیزه نوشتن آن را چنین بیان می کند:
«... نخستین شرط اساسی پیمودن راه حق و رسیدن به مقصود اصلی شناختن خود است و سعادت جاودانی و شست و شوی در چشمه حیات جاودانی جز بوسیله روح  و نفس ممکن نیست. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرموده: (من عرف نفسه فقد عرف ربّه) زیرا یگانه چیزی که انسان را رهبری می نماید و به سرچشمه آب زلال معرفت می رساند همان نفس آدمی است.
پس شناختن نفس محور اساسی تکامل و اول ظهور و پیدایش نور حقیقت می باشد و مقصود از نفسی که شناختن آن یعنی شناختن حق تعالی است همان روح انسانی است که از عالم امر پروردگار و از مصدر جلال احدیت صادر گشته نه نفس حیوانی، اگر چه نفس حیوانی هم ضروری و نخستین شرط پیدایش روح الهی است، که روح مجرد به واسطه نفس در این عالم مادی جلوه گر می گردد.
و غرض از نگارش این کلمات این است که گوشزد مردم شود و بدانند متذکر گردند که از برای انسان غیر از این بدن خاکی و احساسات جسمانی و قوای مادی حس دیگری و قوه ثانوی است که قادر متعال در باطن و کمون بشر پنهان داشته و در احساسات درونی وی مخفی نموده و آن حس حقیقت شناسی و قوه ملکوتی و مظهر نور احدی و ظهور مشیت کامله الهی است که از او تعبیر به روح انسانی می شود و ظهور آن به عینه ظهور حق تعالی می باشد ....
تمام عیوب ما ناشی از چند چیز است: اول خود را نمی شناسیم و قدر خود را نمی دانیم ... دوم چیزی که چشم عقل ما را کور کرده، این است که فقط سعادت و خوشبختی را در فراهم آوردن حیات مادی و حظوظ دنیوی می دانیم و از لذائذ روحانی هیچ خبری نداریم و ...»
حجاب چهره جان می شود غبار تنم                  خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم
چنین قفس نه سزاوار من خوش الحانی است              روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
تو را زکنگره عرش می زنند صفیر            ندانمت که در این دامگه چه افتاده است
این کتاب مشتمل می باشد بر مباحثی چون:
نفس و روح و شناخت آن، بساطت واجب الوجود و مراتب توحید حق تعالی مقامات سیر کنندگان الی الله و بیان مراحل آن:
مرحله اول: طلب
مرحله دوم: اشاره به رئوس صفات حسنه (یقین، صبر، رضا، توکل، تسلیم، قناعت و ...)
مرحله سوم: پدید شدن احوال و حالات نورانی
مرحله چهارم: شوق و اضطراب
مرحله پنجم: عشق و محبت
مرحله ششم: سکر و حیرت
مرحله هفتم: فناء الی الله و بقاء بالله و بیان وحدت وجود
مرحله هشتم: توحید و اسفار چهارگانه و اینکه طریق سیر الی الله طریقه شریعت است.
و خاتمه کتاب در بیان و توضیح 99 اسم از اسماء حسنی الهی.

معاد یا آخرین سیر بشر

مرحومه بانو با مشاهده وضعیت اجتماع و این که بعضی از انسان ها از حقیقت وجود خود و گوهرة انسانیت غفلت کرده اند و تنها به بعد جسمانی و زندگی مادی اهمیت می دهند، واقعاً رنج می بردند و بر همین اساس تصمیم گرفت، کتابی پیرامون سیر تکاملی انسان و اینکه بشر برای این دنیای چند روزه خلق نشده است، بنویسد. خود ایشان در مقدمه کتاب معاد انگیزه نگارش را چنین می فرماید:
«..... با آن که افراد بشر شب و روز دنبال خوشبختی و در جستجوی سعادتمندی می دوند کمتر از آنها راه سعادت و خوشبخت شدن را می شناسد و اکثر بازیچه هوا و هوس گشته، شب وروز در سیه چال طبیعت غوطه ورند، نه مبدأ خود را می شناسند و نه معاد خود را نه طریق سیر خود را می دانند و نه راه وصول سعادت را ...
آیا نمی بینی چه طور سلسله موجودات دست به دست هم داده اند و در خدمت انسان انجام وظیفه می کنند؟ آیا برای چه و چه مقصد و فایده بزرگی در نظر است که همگی برای تو کمر خدمت بسته و فرمانبردارند ....؟
غرض از نگارش این کلمات این است که شما را گوش زد نمایم و متذکر گردانم که از برای انسان غیر از این نشأه دنیوی، نشآت دیگری در پیش است که ناچار بایستی در سیر تکاملی از تمام نشآت و عوامل عبور نماید و سرانجام برسد به عالمی که فوق وی عالمی نیست و وی را معاد و قیامت گویند.»
سرای آخرت آباد کن به حسن عمل                  که اعتماد بقاء را نشاید این بستان
پس اعتماد مکن بر دوام دولت عمر                    که دولتی دیگرت در پی است جاویدان
نمونه های از مباحث کتاب:
سیر بشر از عالم علوی به سفلی (قوس نزول) و از عالم سفلی به علوی (سیر صعود) انسان مجموعه عالم وجود است. شناخت خود و این که شناختن معاد موقوف بر شناختن مبدأ است، کمال انسانیت به تمامیت او است، و مطالبی پیرامون مقصود از معاد، برزخ، صراط، میزان، بهشت و جهنم و ....
یکی از شاگردان ایشان می گوید: بانو (ره) می فرمودند: «کتاب معاد فقط و فقط از ذهن خودم سرچشمه گرفته است و مطالب آن را از هیچ جا نگرفته ام.»

روش خوشبختی

دوران اجباری کشف حجاب رضا خانی از سال 1314 تا سال 1320 هـ ش که به نام تجدد گرایی و تمدن در کشور صورت گرفت از سیاه ترین و ننگین ترین دوره حکومت رضا شاه بود.
در این مدت اکثر زنان ایرانی و مسلمان با این برنامه انگلیسی ضد دینی و بی غیرتی حکومت وقت مخالفت کردند و از حجاب و پوشش خود که حکم خدا و قرآن بود، دست بر نداشتند و حتی برخی از زنان در این مدت از خانه و محل خود بیرون نیامدند تا مبادا بی حجاب در مقابل مردان نا محرم ظاهر شوند.
دولت پهلوی با تمام قوا در راه اجرای این حکم شیطانی و اروپایی، نیروهای خود را بسیج کرده و مأموران کلانتری ها با خشونت تمام چادرها را از سر زنان با حجاب کشیده و پاره می کردند و بانوان مؤمنه را مورد اذیت و آزار قرار می دادند حتی از رانندگان تعهد گرفته بودند که زنان با حجاب را سوار نکنند و از طرف دولت هرگونه خرید و فروش با خانم های محجبه ممنوع بود.
مجموعه این عوامل و تبلیغات وسیع دستگاه حکومت در ترویج تجدد گرایی و غرب گرایی و معرفی کردن ضد ارزش های شیطانی به عنوان عوامل خوشبختی موجب شد تا بانو (ره) اقدام به نوشتن این کتاب نماید. ایشان در مقدمه کتاب انگیزه نگارش آن را چنین بیان می کند:
«در نظر دارم به یاری خداوند متعال به طور ساده و مختصر پیامی مشتمل بر اندرزهای نیکو به خواهران ایمانی خود ابلاغ نمایم.
در افراد بشر مخصوصاً در جماعت بانوان کسی پیدا نمی شود که آرزوی خوشبختی و سعادتمندی در دل خود نپروراند، لکن چنین گمان می شود که سعادت و خوشبختی یک سرنوشت ازلی است و حصول آن مافوق تدبیر بشر است، این است که در مقام تحصیل آن بر نمی آید.
ای خواهر محترم و ای دوشیزگان عزیز، اگر آروزی خوشبختی و کامیابی دارید گوش دل باز کنید تا من راه و روش و طرز رفتار یک خانم خوشبخت و سعادتمند را برای شما شرح دهم، تا آن که بفهمید و تصدیق نمایید که خوشبختی و کامیابی در چیزهایی نیست که تصور می کنید و آرزو دارید، وقتی به آن برسید و در پس هر آرزویی صدها آرزوی دیگر همراه دارید و عمر عزیز خود را به همین طور می گذارنید، اینها آرزوهای بچه گانه است و عقلایی نیست.
خوشبختی در زیادتی مال و ثروت نیست، در جاه و شهرت نیست، در اسباب تجملات نیست، خوشبختی در لباس مد و شیک نیست، ریشه خوشبختی و بدبختی را در باطن خود پیدا کن و پیش از آن که وسایل خوشبختی را فراهم کنیم، بایستی بدانیم خوشبختی چیست و بدبختی کدام است .... »
این کتاب شامل مباحث ذیل می باشد: ارکان خوشبختی (آسایش بدن ـ آرامش روح) ارکان دین اسلام، اثبات صانع، وحدت حق تعالی و شناسایی خداوند به صفات جلال و جمال، صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند، اقسام و مراتب چهارگانه توحید.
رکن دوم دین (نبوت)، نبوت عامه و صفات پیامبران، نبوت خاصه، دلیل بر پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)  و اعجاز قرآن.
نماز و وظایف روحانی، اخلاقی، جسمانی و اجتماعی نهفته در درون آن.
تکالیف مختص به زنان، حقوق زناشویی، حقوق زن نسبت به مرد، مرد نسبت به زن، فرزندان نسبت به پدر و مادر و پدر و مادر نسبت به فرزندان و طریق تربیت فرزندان، وظایف زن در جامعه و تفاوت زن و مرد، وظیفه زن نسبت به نامحرم، سخن طرفداران کشف حجاب و پاسخ به آن، امتیازات زن و عوامل خوشبختی و خوشی.
رکن سوم: معاد، معاد جسمانی و روحانی و برهان بر آنها، مراحل و عقبات قیامت و بیان صراط و میزان و حساب و بهشت و جهنم و ...
عدل و امامت از اصول مذهب و مباحثی پیرامون آنها.
اساس اخلاق نیک، وظیفه بنده نسبت به مقام ربوبی و وظیفه امت نسبت به مقام نبوت و امامت و طریق توسل به ائمه طاهرین (علیهم السلام)
اصول و ملکات چهار گانه، حکمت، عفت، شجاعت، عدالت، تحصیل اخلاق.

اخلاق و راه سعادت

این اثر ایشان ترجمه کتاب «طهارة الأعراق» و حاشیه توضیح گونه ای بر آن می باشد. طهارة الأعراق در علم اخلاق، تألیف شیخ جلیل و حکیم محمد بن یعقوب ابن مسکویه می باشد. وی از بزرگان علماء شیعه و مشهور نزد عام و خاص می باشد و صاحب تألیفات کثیره در فنون عقلیه می باشد.
بانو (ره) در رابطه با انگیزه نگارش این کتاب چنین می فرماید:
«مدت زمانی بود که گاه و بی گاه در فکر بودم که چیزی راجع به علم اخلاق بنویسم .... آن گاه قدری در کتاب طهارة الاعراق ابن مسکویه که یکی از بزرگان و اجلّه علماء مذهب شیعه به شمار می رود، نظر بردم و در دقائق و نکات اخلاقی آن قدری تدبّر کردم، نور دانش آن شخص بزرگ من را مجذوب نمود دریغ دانستم که از آن هدف عالی بگذرم ....»
در قسمت هایی از این کتاب بانو (ره) می فرمایند: «بزرگترین اسبابی که می توان با آن به ساحت قرب الهی واصل گردید عبارت از تعقل و تفکر است، قوه فکر و عقل بالاترین فیض سبحانی و منبع فیوضات غیر متناهی است....»
«معنای حقیقی تقوا توجه دائمی به حق تعالی است، متقی کسی است که به تمام قوا و مشاعر در تمامی حالات و آنات حیات خود روی دل وی به حق تعالی باشد ....»
«نخستین وظیفه بشر این است که نفس و روان خود را از صفات ذمیمه و اخلاق زشت تخلیه نماید یعنی خود را از آن چه باعث خسّت و شقاوت وی می گردد خالی نماید، سپس در مقام تحلیه بر آید یعنی روح و روان خود را تزیین دهد و زینت نماید به اخلاق حمیده و ....»
«غرض آن که انسان وقتی تمام مراتب و درجات کمال را پیمود و در نردبان ترقی و تعالی حائز مقام عالی گردید و سیر استکمالی خود را به منتهی درجه کمال رسانید، آن وقت ربط خود و موجودات را به حق مشاهده می نماید و جلوه معشوق که عبارت از آن نفس قدسی الهی او است از پس پرده قوا نمودار می گردد....»
نگارش این کتاب که شامل مباحث اخلاقی، استدلالی و با نگارش عرفانی می باشد در تاریخ نوزدهم ماه رجب 1368 به پایان رسید.
مجموعه مباحث ارزنده و گران بهای آن در هفت گفتار می باشد.
گفتار اول، در مبدأ علم اخلاق و تجرد نفس بشر، بیان اتحاد عاقل و معقول، محسنات اخلاقی و صفات رذیله و اصول  ملکات حمیده انسانی ....
گفتار دوم، در اخلاق نفسانی، منشأ خلق نیک و بد، قوای نفس ناطقه بشر، معنای عالم صغیر و عالم کبیر، شرافت بشر به کمال عقل، مراتب و درجات نفس آدمی، بیان علت غایی و حال سالکین الی الله و مراتب ترقیات انسانی ....
گفتار سوم، در تحقیقات حکما در خیر و سعادت بشر و اقسام خیرات و سعادت، نشانه های انسان کامل، انسان کامل پس از مرگ، گفتار حکما در باب حظوظ  روحانی و ....
گفتار چهارم، در افعال فضلاء و غیر فضلاء، بیان حال کسانی که عملشان شبیه به انسان عادل است و بهره ای از عدالت ندارند، اوصاف عادل و تقسیم عدالت، گفتار حکماء در باب وظیفه انسان نسبت به حق تعالی و مقامات و منازل عارفین و اوصاف فائزین و اسباب اتصال به حضرت حق و انقطاع از حق ....
گفتار پنجم، در انواع و اصناف محبت و اسباب حصول آن، معنا و مراتب عشق و چگونگی ظهور عشق الهی در قلب آدمی، معنی محبت عبد نسبت به حق تعالی، طریق دوستی و این که چه کسی را به دوستی باید انتخاب نمود، اوصاف دوست ...
گفتار ششم، در طریق حفظ صحت روح و روان آدمی، ارتباط روح قدسی به بدن خاکی و وظایف هفت گانه حفظ صحت نفس ....
گفتار هفتم، در طریقه معالجه امراض نفسانی، مباحثی پیرامون بعضی از صفات انسانی، ترس از مرگ و علاج آن، خوف از جان کندن و علاج آن ....

النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیه

این کتاب از برجسته ترین  کتب بانو (ره) در زمینه عرفان و معرفت حق تعالی می باشد و بیان کننده حالات عرفانی و واردات و شهودات قلبی ایشان است و شامل بعضی از رؤیاهای صادقه ایشان است که به صورت چهار وقعه بیان شده است و همچنین شامل 55 نفحه رحمانیه که عمده مشاهدات و اشراقات قلبیه در آن بیان شده، می باشد نگارش آن در ماه رجب سال 1369 مطابق با 1329 هجری شمسی پایان یافت که سن بانو (ره) در حدود 55 سال شمسی بوده، بنابراین حالات عرفانی ایشان از این سال به بعد که شاید بیشترین و کامل ترین حالات ایشان است بیان نشده است.
در مقدمه کتاب، انگیزه نگارش آن را چنین می فرماید:
«..... چون که در حدیث وارد شده است (انّ لله فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها) و من در نفس و قلبم در بعضی از روزها و ساعات اشراقات و انوار غیبیه ای را یافتم که مربوط و مسبوق به امور کسبیه و فکریه نبود، متوجه شدم که اینها همان نفحات الهی است که در حدیث به آن اشاره شده است و این نفحات از رحمت های ویژه پروردگار من است، پس علاقه مند شدم بعضی از آنها را بنویسم تا در خاطرم بماند و برای من موجب تذکره و یادآوری نسبت به حق تعالی باشد و امید است در نزد یادآوری آنها شکر گذار خداوند باشم.»
سپس ایشان در بیان رفع شبهه که بیان این مطالب تزکیه نفس و خود ستودن می باشد، می فرماید:
«هر کمال و بهایی در حقیقت و واقع امر از طرف پروردگار متعال و برای او می باشد و موجود ممکن فی حد نفسه از خودش هیچ ندارد و فاقد هر کمالی می باشد و آن چه از کمالات ممکن دیده می شود در حقیقت بیان کمال وجود حق تعالی و رحمت واسعه او و عمومیت قدرتش می باشد و ثانیاً ....
و دیگر تشویق شنوندگان این مطالب و بر انگیختن آنها بر ایثار بر عبادت خداوند و پیمودن راه های رضایت او و تقویت امید آنها در طلب چشمه ها و راه های معرفت.... »
«بنابراین ذکر این نفحات و اشراقات و انوار الهیه بر این بنده ضعیف و کمترین به برکت دین و تمسک به شریعت احمدی و فضل پروردگارم می باشد .... » (لیبلونی أأشکر أم أکفر و من شکر فإنما یشکر لنفسه)
نمونه هایی از مباحث کتاب:
در بعضی از اسرار تسبیحات، در حقیقت قول خداوند متعال (هو معکم اینما کنتم) و چگونگی معیت حق تعالی با موجودات، پیرامون علم خداوند به ذاتش و به معلولاتش، پیرامون آیه شریفه (سنریهم آیاتنا فی الافاق) و ترغیب به تحصیل معرفت خدا و طریق تفکر و تدبر در موجودات، در بیان مراتب و درجات ایمان، معرفت و شناخت خداوند از طریق تصفیه باطن و بیان اقسام و مراتب آن، مراتب یقین، پیرامون حدیث (من عرف نفسه فقد عرف ربّه)، فرق بین انسان کامل و غیر آن.
در ظهور آیه شریفه (الا انّ اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون)، در بیان ظهور آثار جلال خداوند برای ایشان و مشاهده آنها در حال سجده، تجلیات اوصاف ربوبی و مراتب آن، چگونگی ظهور حق تعالی در بین موجودات، در بیان قوله تعالی (شهد الله انه لا اله الا الله) و قوله تعالی (یسجد من فی السموات و الارض)، اشراقات روحانی در بیان حال موحد واقعی در زمان بلا، در بعضی از حالات و مشاهدات و انکشاف اوصاف ربوبی و این که نزدیک ترین راه به خدا عبودیت است، در انکشاف حقیقت ائمه اطهار (علیهم السلام) و وجه بودن آنها از اولیاء الهی، در بیان تجلی ربانی و تجلی روحانی و تمیز بین آن دو، امام چگونه زائرینش را می بیند و سلام آنها را جواب می شنود، در بیان انکشاف در امر معاد و سیر انسان از اول ایجادش تا آخرین مرحله اش از کمال و ...

مخزن العرفان در تفسیر قرآن مجید (پانزده جلد)

در سال 1376 هـ ق (1335 هـ ش) یعنی ایامی که بانو (ره) 61 سال هجری شمسی مطابق 64 سال هجری قمری از زندگی پر برکت و نورانی اش گذشته بود اولین جلد  تفسیر ایشان به پایان رسید. نوشتن تفسیر قرآن از دغدغه های اصلی ایشان بود که ذهن بانو (ره) را به خود مشغول کرده بود. تا اینکه نهایتاً خداوند این توفیق را به ایشان عطا کرد تا از این خرمن الهی خوشه ای برچیند و به عنوان اولین مفسره زن بعد از مقام عصمت کبری، حضرت زهرا (سلام الله علیها) باشند.
از آنجا که ایشان نگران این بودند که ممکن است مرگ و اجل مهلت اتمام تفسیر را به ایشان ندهد لذا در ترتیب سوره ها و تفسیر آن ها بر خلاف سایر مفسرین عمل کردند. بعد از آن که در جلد اول و دوم تفسیر سوره بقره را به اتمام رساندند در جلد سوم وارد تفسیر جزء بیست و نُه  و سی می شوند. جلد چهارم را از سوره ملک تا نبأ و سوره الرحمن تا پایان سوره تحریم را در جلد پنجم و به همین ترتیب سوره ها را از آخر تا ابتدای قرآن تفسیر می کنند   و پس از گذشت حدود 20 سال تفسیر ایشان به پایان رسید و بدین ترتیب خداوند دعای ایشان را مستجاب کرد. تنها یادگار ایشان می گوید: من درست یادم است که (مادرم) در موقع نوشتن تفسیر می گفتند: «خدایا به من این قدر عمر بده که بتوانم این را تمام کنم.»
ایشان انگیزه نگارش دوره تفسیر را در مقدمه جلد اول چنین بیان می کند:
«مدت زمانی بود که گاه و بی گاه در فکر بودم که تفسیر مختصری بنویسم و از کلمات آل عصمت (علیهم السلام) اقتباس نموده و از بیانات مفسرین خوشه چینی نمایم که شاید به این واسطه از مفسرین و از متدبرین در قرآن محسوب گردم لکن متأسفانه موانعی جلو راه خود می دیدم که طی این طریق پر خطر را متعذر بلکه متعسر می پنداشتم.
از طرفی ضعف نفس و فرومایگی سد راه می شد از طرفی تهدید و منع شارع از تفسیر به رأی جلوگیر بود و جرأت وارد شدن در این وادی هولناک را نمی کردم لکن از طرف دیگر حس طلب نمی گذاشت راحت باشم. مدتی بین خوف و رجاء بودم، گاهی حس طلب امر می نمود، گاهی خوف و جبن غالب می گشت و یأس کلی دامن گیرم می شد.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست         عرض خود می بری و زحمت ما می داری
لکن پس از آنکه مأیوس شدم که بتوانم تفسیر کاملی بنویسم نظر به این که (المیسور لا یسقط بالمعسور) بنا گذاردم اقتباس نمایم از مشکات انوار ولایت و اقتصار نمایم به ترجمه تحت اللفظی آیات و توضیح دهم بعض آیات محکمات را و پیرامون متشابهات نگردم ....»
بانو (ره) در بیان لغت ها از گفتار مفسران استفاده نموده و در توضیح و تفسیر علاوه بر این که از کلمات بزرگان تفسیر کمک گرفته و بعضاً داستان های زیبایی را پیرامون مباحث آیات مطرح می نماید با استفاده از روایات و نگرش عمیق عرفانی خود و شهودات قلبی نکات بسیار زیبایی را در رابطه با مباحث مختلف قرآنی مطرح نموده و نهایتاً به جمع بندی جامعی می رسد.
نگارش کلی حاکم بر تفسیر ایشان، نگرشی عرفانی، اخلاقی و تربیتی می باشد ولی در بردارنده مطالب فلسفی، اخلاقی، کلامی، فقهی و .... می باشد.

جامع الشّتات

وقتی که آوازه علمی و عرفانی بانو (ره) داخل و خارج کشور را فرا گرفت از اطراف و اکناف سؤالات مختلف در موضوعات متعدد فقهی، اصولی، عرفانی و ... به سمت ایشان سرازیر شد و بسیاری از سؤال کنندگان با القابی زیبا در مدح ایشان و حتی بعضی از آنها با اشعاری بسیاری متین و پر محتوا در عظمت وی، با طرح سوالات از ایشان توضیح می خواستند و ایشان تمامی آن سوالات را بسیار عالمانه و فقیهانه پاسخ دادند. این پرسش ها و پاسخ ها بوسیله آیت الله حاج شیخ مرتضی مظاهری (ره) که از اساتید بانو (ره) بودند جمع آوری و مرتب شد و تحت عنوان جامع الشتات (جامع مطالب پراکنده و سوالات مختلف) به زبان عربی منتشر گردید.

 

مقدمه معاد و یا آخرین سیر بشر، ص 13

زندگانی بانوی ایرانی، ص 82

این ترتیب تا این جا بنابر آنچه ایشان در مصاحبه خود گفته اند، می باشد.

بحار الانوار، ج 2، ص 153

همان، ص 156

کسی که بر امت من چهل حدیث را حفظ کند از چیزهایی که در امر دینشان به آن احتیاج دارند خداوند روز قیامت او را با انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین مبعوث گرداند و آنها چه رفقای خوبی هستند و او را در حالیکه فقیه و عالم باشد مبعوث گرداند و من شفیع او باشم. بحار الانوار ج 2، ص 154  

مقدمه کتاب الاربعین الهاشمیه، ص 6

مخزن اللئالی، ص 4

سیر و سلوک، ص 7 -8

اقتباس از معاد یا آخرین سیر بشر، ص 2 تا 4

مجموعه مقالات و سخنرانی های اولین کنگره بزرگداشت ایشان به نقل از خانم غازی، ص 128

روش خوشبختی، ص 2و 3

محل سکونت و وفات آن عالم جلیل القدر شهر اصفهان بوده و در سال 500 هجری دار فانی را وداع گفت. آرامگاه او در یکی از محله های اصفهان معروف به خواجو می باشد.

مقدمه کتاب اخلاق و راه سعادت

اخلاق و راه سعادت، ص 28

همان، ص 49

همان، ص 73

همان، ص 76

النفحات الرحمانیه، ص 3

همان، ص 4

همان، ص 6

اقتباس از زندگانی بانوی ایرانی، ص 107 و 108

مجموعه مقالات اولین کنگره بزرگداشت بانو، ص 26

مخزن العرفان، ج 1، ص 3

تغییر اندازه فونت

A+ | A- | Reset