Untitled Document

کتابخانه بانو امین(ره)

تغییر اندازه فونت

A+ | A- | Reset
الكوثر : آيات 1 تا 3 ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

                       
مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 308

سورة الكوثر

مكية و هى ثلاث آيات سوره (الكوثر) بقول عبد اللَّه عباس مكّى است و بقول ديگرى مدنى است و خلافى نيست كه سه آيه است و ده كلمه و چهل و دو حرف است و از ابو امامه از ابى كعب از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين حديث ميكنند كه هر كه (انا اعطينا) را بخواند خداى تعالى او را از جوبهاى بهشت آب دهد و بعدد هر قربانى كه روز عيد كرده و كنند وى را ده حسنه دهند جابر بن مكحول از رسول اكرم چنين حديث ميكند كه هر كه اين سوره را بخواند خداى تعالى بقدرى در بهشت او را ملك دهد كه اگر وصف آن بر دفترها بنويسند چندين شتر نتوانند حمل نمايند و از مشرق تا مغرب برسانند و از امام صادق عليه السّلام نقل ميكنند هر كه سوره (الكوثر) را در نماز فريضه و نافله بخواند خدا او را از حوض كوثر سيراب ميگرداند (ابو الفتوح)

 [سوره الكوثر (108): آيات 1 تا 3]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3)

 (ترجمه)

بنام ايزد هستى بخش صاحب رحمت عام و خاص‏

 (اى رسول اكرم) ما انعام و بخشش بسيار بتو عطا نموديم،

پس (بشكرانه) اين همه نعمت كه بتو بخشش نموديم، بنماز و طاعت قيام نما و در راه خدا قربانى كن،

محققا دشمن تو دم بريده است (يعنى مقطوع النسل است)

 (توضيح آيات)

إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ كوثر بر وزن فوعل براى كثرت آرند و چيزى بر اين وزن آرند كه در آن                        

مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 309

 كثرت و زيادتى مأخوذ باشد در غريب القرآن چنين گويد كثرت و قلّت در كميّت منفصله مثل اعداد آرند چنانچه در آيات مثل كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً «1» وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً «2» وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ «3» بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ و غير اينها از آيات بسيار (پايان) و كثرت منحصر بعدد نيست بلكه گاهى كثير گويند و اشاره بفضل يا زيادتى مال يا زيادتى اعوان و غير اينها ميشود مثل أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ كه بنا بر تفاسير اشاره بكثرت مال و اولاد است در شأن نزول آيه گويند اين سوره در رد كلام عاصم بن وابل سهمى فرود آمده كه وقتى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از مسجد بيرون تشريف مى‏آورد آن لعين حضرتش را در راه ملاقات نمود و با هم صحبت نمودند صناديد قريش در مسجد نشسته بودند از وى سؤال نمودند با كى صحبت مينمودى گفت با آن ابتر و اين قضيّه بعد از فوت عبد اللَّه پسر خديجه بود و عرب كسى را كه بعد از خود اولاد پسر نداشته او را ابتر نامند. (ابن عباس)

 (سخنان مفسرين در توجيه الكوثر)

در مجمع البحرين چنين گويد مردم اختلاف نموده‏اند كه مقصود از كوثر چيست و سه قول از مفسّرين نقل ميكنند اول- آن نهرى است در بهشت كه سفيدتر از شير و در قدح صافى است كه اطراف آن از در و ياقوت زينت شده و باطراف آن مرغان سبزى در طيرانند دوم- مقصود از كوثر كثرت نسل آن حضرت است از فاطمه عليه السّلام كه از فاطمه كثرت اولاد و ذرية رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بقدرى عدد آنها زياد ميشود كه تا آخر دنيا

__________________________________________________

 (1) چه بسيار گروه كم كه بر گروه بسيار غالب گرديده‏

 (2) و هر آينه البته زياد ميكنيم عدد بسيار

 (3) و بيشترين مردم از حق كارهند بلكه بيشتر آنان حق را نميدانند چنانچه معلوم است در تمام اين موارد مقصود از كثير عدد بسيار است‏

مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 310

باقى ماند.

سوم- آن حوض رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و اشاره بكثرت مردمى است كه باطراف آن ميباشند.

و از ابا عبد اللَّه جعفر صادق روايت ميكنند كه فرموده (الكوثر) نهرى است در بهشت كه خداوند بپيمبر اكرم عوض اولاد او ابراهيم عطا نموده بروايت عبد اللَّه عباس چون اين سوره إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فرود آمد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمنبر تشريف برد و سوره را بر مردم قرائت نمود اصحاب گفتند يا رسول اللَّه كوثر چيست كه خدا بشما عطا نموده فرمود نهرى است در بهشت كه از شير سفيدتر و از چوب تير راست‏تر بر اطراف آن در و ياقوت است مرغانى سبز براى آب خوردن آيند گردنهاى آنان مثل گردن شتر است بعضى گفتند يا رسول اللَّه اين مرغان براى كيانند فرمود براى كسانى كه آنها را بخورند و نيز از آن نهر بياشامند و خشنودى خدا را دريابند و از عبد اللَّه عمر روايت ميكنند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده كوثر جويى است در بهشت اطراف آن درّ سرخ ريگ آن از مرواريد و خاك آن از مشك و آبش از انگبين شيرين‏تر و از برف سفيدتر است چهارم كوثر جويى است كه آب آن در حوض ميريزد هر كس خواهد صداى آن را بشنود انگشت در گوش نهد و رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود آب كوثر از سدرة المنتهى بيرون مى‏آيد و طول آن از مشرق تا مغرب است بر اطراف آن زعفران رشته ريگ آن درّ و مرجان و ياقوت است و خاك آن مشك اذفر بر كنار آن قبه‏ها از درّ و مرجان نهاده هر كس در آن رود از غرق ايمن گردد هر كس از آن خورد هرگز تشنه نشود چنان امت من بر آن حوض ازدحام كنند مثل چهارپايان بعض مفسّرين گفته‏اند كوثر خير بسيار است كه خدا برسول اكرمش عطا فرموده حسن بصرى گفته قرآن است كه خدا قرآن را كوثر ناميده براى آنكه منافع‏

مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 311
و فائده آن بسيار است ديگرى گفته كوثر ايمان است از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكنند كه فرموده (كوثر) شفاعت امّت و آسان بودن قرآن و تخفيف شريعت است.

هلال بن سيّاف گفته كوثر كلمه لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است ديگرى گفته نمازهاى پنجگانه است.

و اهل علم بر آنند كه (الكوثر) حوض رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و ساقى آن على عليه السّلام است و قوله تعالى وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً اشاره بآن است و امام زين العابدين عليه السّلام در اينجا اشعارى سروده (ابو الفتوح رازى) (پنجم) مقصود از كوثر نسل آن بزرگوار است از فاطمه (ع) كه تا قيامت باقى است و نظر بشأن نزول آيه كه گفته‏اند پس از طعنه كفّار كه رسول اكرم را ابتر ناميده‏اند اين سوره فرود آمده و نيز آخر سوره إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ اين قول را تأييد مينمايد.

آرى (الكوثر) نسبت بذريّة طاهرين آن بزرگوار و اولاد آنها كه دلالت بر كثرت دارد صادق آيد چنانچه مى‏بينيم با آنكه بعد از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ذريّه او را در كربلا شهيد نمودند بطورى كه از مردان آنها باقى نمانده مگر يك على بيمار زين العابدين عليه السّلام و پس از آن نيز اشقياء چنانچه تاريخ نشان ميدهد چقدر از سادات بنى فاطمه را كشتند حبس نمودند و خواستند نسل پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را قطع نمايند با اينحال ميبينيم در هر مملكت و شهرى بلكه هر مجلسى كه بر پا ميگردد چند عدد از ذريّه فاطمه (ع) حضور دارند و اين خود يكى از معجزات قرآن بشمار ميرود لكن چون لفظ (الكوثر) مطلق است و دلالت بر عطاى بسيار دارد و تخصيص دادن بپاره‏اى از عطايا كه در باره رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اجرا گردانيده تخصيص بلا مخصّص است و نيز عطايى را كه خداى تعالى بزرگ و كثير معرفى مينمايد با تأكيد در كثرت چنانچه لفظ (الكوثر) حاكى از آنست نظر ببزرگى خودش محدود بحدى نيست                       
مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 312

 كه بتوان تخصيص ببعض عطايا داد پس بهتر اين است كه گفته شود (الكوثر) جامع و حاوى تمام احتمالاتى است كه داده شده يا نشده از آنچه مفسرين گفته‏اند يا نگفته‏اند زيرا كه هر كسى بقدر فهم خود سخن گويد و جامع و حاوى تمام عطايا آن جهت قابلى و استعدادى است كه در اصل حقيقت و شالوده وجود آن بزرگوار مأخوذ گردانيده و به اين جهت مورد عطاياى بى اندازه گرديده زيرا تمام تفضلاتى كه ممكن است از طرف مبدء بممكن رسد در حقيقت و ماهيتش و در جهت قابلى آن بزرگوار منطوى بوده و حضرتش در هر مرتبه‏اى از مراتب خلقت مقام و رتبه‏اى داشته بلكه توان گفت باعتبارى مقام او دون حق و برتر از ممكنات بشمار ميرود چنانچه آيه ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ شاهد بر آن است زيرا كه كينونيّت و ماهيّتش در مرتبه علم لدنى و مقام او ادنى و مشيت الهى سبقت بر تمام موجودات داشته بلكه فوق تمام موجودات بشمار ميرفته و نيز در مرتبه فيض الهى مشمول فيض منبسط و سردفتر جامعه خلقت بوده.

و نيز در مرتبه ابداع اول ما خلق اللَّه و اول موجودى است كه مشمول فيض منبسط گرديده و در عالم ممكنات بروز و ظهور نموده چنانچه در احاديث بسيار رسيده (

اول ما خلق اللَّه‏

حقيقت محمّدى و نور احمدى) است بروز و ظهور نموده و در مرتبه عقول عقل كلّ و تمام مراتب و درجات عقل از پرتو عقل او پديد گرديده و در مرتبه نفوس در مرتبه نفس كلّى واقع گرديده و نفوس مخلوقات پرتوى است از اشراق آن نفس كلّى او.

و نيز در مرتبه طبيعت چون مزاج شريفش از معتدل‏ترين امزجه تركيب يافته كاملترين و شريفترين آنها بشمار ميرود بلكه در رتبه طبيعت كلّى عالم است و از جهت صورت انسانى و كمالات نفسانى جامع تمام شئونات و سرلوح دفتر وجود و مظهر كمالات الهى و نماينده اوصاف صمدانى است و از جهت مكارم اخلاق و اوصاف                       
مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 313

 و كمالات انسانى و حسن معاشرت (بخلق عظيم) موصوف گرديده چنانچه آيه إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ گواه بر آن است و از جهت نفوذ كلمه كلامش كلام الهى كه در شأن او است وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‏ قرآن و معجزه باقيه‏اش عقلاى عالم را متحيّر گردانيده كه هر كس از روى فهم و اندكى تدبّر اگر در آيه‏اى از آيات قرآن مجيدش نظر كند بى اختيار اذعان مينمايد كه اين كلام از معدن وحى فرود آمده و عقلاى عالم در مقام عظمت آن زانو ميزنند و قانون شرع مطهرش در نقطه وسط اعتدال واقع گرديده و تمام دستوراتى كه مقرّر فرموده روى ميزان عقل و منطق استوار گرديده و نفوذ كلمه او در اعماق بشر طنين انداز گرديده و نفوذ نموده و با آنكه بعد از وفاتش از او يك دختر بيشتر باقى نمانده با آن ضديّتى كه اشقيا با آل رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داشتند چه كشتند چه زجر كردند و چه از وطن آواره نمودند با اينحال مملكتى نيست كه عده‏اى از سادات وجود نداشته باشند خلاصه در تمام درجات وجود و مراتب خلقت ظهور و بروز داشته و سرلوح دفتر خلقت و زبده آفرينش بوده.

و نيز در عالم آخرت داراى لواى حمد و مقام شفاعت و پيشرو تمام انبياء و رسولان اولو العزم و داراى مقام شفاعت است بقول آن شاعر:

 (آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى) آرى نه فقط اين است كه جامع كمالات خوبان است بلكه آنچه خوبان همه دارند ترشحى است از كمالات بى انتهاى او كه تمام موجودات از پرتو وجود مباركش خلقت شده‏اند

 (لولاك لما خلقت الافلاك)

در حديث قدسى است كه خطاب بپيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نموده اگر تو نبودى افلاك را خلقت نمينمودم يعنى تمام موجودات از پرتو وجود تو و براى تو خلق نمودم.                      
 مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 314

 فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ خداى جليل پس از اظهار عطاهاى بسيار كه بپيمبر اكرمش ارائه ميدهد آن بزرگوار را مأمور بدو عمل ميگرداند كه بشكرانه اين همه عطاها و بخششها كه در باره تو اجراء گردانيدم مأمورى بدو عمل كه اصول ديانت و دو پايه و دو چرخ عبوديت روى آن استوار گرديده اقدام نمايى يكى نماز كه عبادت بدنى است و ديگر انفاق كه عبادت مالى است و باين دو عمل در مقام حمد و ستايش پروردگار و ولى‏نعمت خود برآيى.

اين است كه حديث دارد اين قدر حضرتش در مقام اجراء امر نماز ميخواند كه پاى مباركش ورم نمود وقتى سؤال ميكردند كه چرا اينقدر خود را بزحمت مياندازى در صورتى كه بآن آيه لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ «1» گناهان گذشته و آينده تو آمرزيده شده در پاسخ ميفرمود (ا يكون عبدا شكورا) و ديگر مأمور گرديد براى انفاق شتر نحر نمايد و فقرا و مستمندان را از آن بهره‏مند گرداند و شايد تعيين بنحر كه كشتن شتر است اشاره بوسعت انفاق باشد كه چون شتر بزرگ است و البته گوشت او زيادتر است بيشتر فقراء بهره مى برند و شايد لذيذتر هم باشد يا فايده‏اش بر مزاج انسان بيشتر باشد البته در كلام اللَّه اسرارى است كه علمش منحصر بخدا و راسخين در علم است.

بعض مفسرين راجع باين سوره مباركه اسرار و نكاتى بيان نموده از جمله آنها اين است كه براى سلاك الى اللَّه سه درجه است كه بالاترين آنها اين است كه آنان بروح و قلب غرق در نور جلال الهى ميباشند

__________________________________________________

 (1) اول سوره فتح إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً تا آخر آيه» راجع بفتح مكه در مقام امتنان پيمبر اكرم خود (ص) خطاب مرحمت آميز مينمايد كه اى رسول ما بتو فتح و فيروزى ظاهر عطا نموديم تا آنكه تو را از هر منقصت و نقص و گناهى پاك گردانيم و شايد (ما تأخر) اشاره باين باشد كه تو را فتح و فيروزى داديم كه غالب گردى و منقصتى در باطن و ظاهر تو باقى نماند كه در آينده موجب گناه تو شود

مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 315

درجه دوم آنان ببدن مشغول عبادت و طاعت و فرمان بردارى ميباشند درجه شوم از شهوات و مشتهيات نفسانى خوددارى مينمايند إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ اشاره بمقام اول است كه روح قدسى او از سائر ارواح بشر متمايز گرديده هم بكميت و هم بكيفيت امّا بكميّت نظر به اينكه مقدمات كمال در وى بيشتر از سائر افراد بشر بوده اما بكيفيت براى آنكه سرعت انتقال او از مقدمات بنتايج شريعت از ارواح ديگران است اما قوله تعالى فَصَلِّ لِرَبِّكَ اشاره بمرتبه دوم است وَ انْحَرْ اشاره بمرتبه سوم است كه مخالفت نفس و بازداشتن خود از لذائذ طبيعى بمنزله نحر است (تفسير كبير) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ شايد اشاره باين باشد كه نام تو و شريعت و قرآن و قانون الهى تو و نيز ذريه تو هميشه در روى زمين باقى و پايدار است و دشمنان تو كه در مقام خاموش كردن نور حق و انقطاع نسل تو و دين و شريعت تو ميباشند آنان ابترند دنباله آنها قطع و نسل آنان منقطع و نام آنان از صفحه روزگار برطرف خواهد گرديد

                       
مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏15، ص: 316

سورة الكافرون‏

مكية و هى ست آيات سوره الكافرون بقول عبد اللَّه عباس مكى است كه در مكه فرود آمده و بقول ديگر مدنى است و بدون خلاف شش آيه و بيست و شش كلمه است از جبير مطعم نقل ميكنند كه چنين گفته رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمن فرمود يا جبير ميخواهى چون سفر روى حال تو و زاد و توشه تو از تمامى همراهان تو بهتر باشد گويد گفتم آرى يا رسول اللَّه فرمود پنج سوره قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بخوان و افتتاح نما ببسم اللَّه الرحمن الرحيم جبير گفته مرا مالى نبود و وقتى سفر ميرفتم از همه زاد و توشه‏ام كمتر بود چون بگفته رسول اللَّه عمل نمودم مالم از همه بيشتر و حالم از همه بهتر گرديد (ابو الفتوح رازى) و نيز از حضرت رسول چنين حديث ميكنند كه بيكى از اصحاب گفت موقع خواب اين سوره را بخوان كه تبرئه گردى از شرك و نيز زر بن جيش از ابى كعب و او از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين روايت ميكند كه هر كه سوره الكافرون را بخواند مثل كسى ماند كه ربع قرآن را خوانده باشد و شياطين از وى دور ميشوند و از شرك برى ميگردد و از فزع اكبر ايمن ميگردد و فرمود كودكان را بگوئيد وقت خواب اين سوره را بخوانند تا هيچ چيز بآنها ضرر نرساند از عبد اللَّه عباس نقل ميكنند كه گفته هيچ سوره‏اى در قرآن نيست كه شيطان دشمن‏تر داشته باشد از اين سوره و از آن بهتر بخشم آيد زيرا اين سوره برائت از شرك است.

و از حضرت صادق عليه السّلام چنين روايت ميكنند كسى كه سوره قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ و سوره توحيد را در فريضه بخواند خدا خودش و پدر و مادرش را بيامرزد و وى را در ديوان شهداء بنويسد اگر چه شقى باشد و او زنده ميشود از سعداء و ميميرد از شهداء و مبعوث ميگردد با شهداء