Untitled Document

کتابخانه بانو امین(ره)

تصویر منتخب

IMG_015.JPG

تغییر اندازه فونت

A+ | A- | Reset
اول از اصول مذهب عدل است

اول از اصول مذهب عدل است
عدل بمعنای لغوی قرار دادن هر چیزی است بجای خود و بمعنای عرفی جور و ستم ننمودن و مراعات حقوق نمودن.
اگر چه احدی از مسلمین خدا را ظالم و ستمکار نمی داند همه در مقام اینند که خدا را از هر عیب و نقصی تنزیه و تقدیس نمایند لکن بعضی از سنی ها که آن ها را اشاعره گویند معتقدند که احدی مختار در اعمال خود نیست بنده هر چه کند خدا کرده و با این که مجبور در عمل بد است او را بجهنم می برد و این را ظلم نمی دانند زیرا که هر چه هست ملک اوست و کسی حق ندارد اعتراض بر او وارد نماید و چون لازمه این کلام این می شود که خداوند ببندگان گنه کار ظلم کند زیرا عملی که از روی اختیار نباشد مجازات بر آن عین ظلم و ستم است این است که عدل را اختصاص بمذهب امامیه داده اند و حضرات امامیه را عدلیه گویند.

بهشت و جهنم

بهشت و جهنم
آخرین قدم انسان و منتهای سیر هر فردی از بشر یا محل و مقامی است که آن را بهشت نامند یا محلی است که آن را جهنم گویند ، بهشت را درجاتی است چنان چه جهنم را درکاتی است و آدم جهنمی اگر چه بکمال انسانیت نرسیده و از مقام شامخی که برای وی مهیا شده خود را محروم نموده لکن در شقاوت بمنتهی درجه کمال رسیده باین جهت مستحق جهنم و عذاب ابدی گردیده است.
و بقسمت اولیه بهشت منقسم بدو قسمت است ، قسمتی از آن اختصاص بمقربین دارد و بزرگترین نعمت اهل آن مشاهده انوار احدیت و ملاحظه لمعات اشراق سرمدی است و کسانی که در این عالم کوشش تمام در معارف الهی نموده اند و از نعمت معرفت الهی قدری برخوردار گردیده اند لکن احتیاجات ضروری مانع شده از تکمیل آن ، در آخرت کامل می گردند و معارف ایشان در آن نشأه قیامت بدرجه مشاهده می رسد یعنی بقلب خود آثار جمال الهی را مشاهده می نمایند و از آن محظوظ می گردند و لذت می برند بطوری که ( نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بخاطر احدی خطور نموده).
و قسمت دیگر بهشتی است که برای مومنین نیکوکار که آنها را اهل یمین گویند مهیا شده اگر چه مقربین نیز از آن نعمت های جسمانی حظ کامل دارند لکن نزد ایشان نعمتهای جسمانی نسبت بحظ مشاهده انوار جلال خداوندی ارزشی ندارد و چنین اشخاص در دنیا هم اعتنائی به نعمت های جسمانی ندارند مگر بقدر احتیاج و ناچاری.
خلاصه نعمت های بهشت ولذائذ و حظوظی که عاید اهل آن می شود از حیطه تصور بشر خارج است لهذا آن چه در وصف بهشت گفته شود ضرب المثل است و آن قدری که در خور فهم بشر بوده در قرآن کریم و کلمات اهل عصمت در اوصاف نعمت ه ای بهشت و نکال جهنم بیان نموده اند.
خلاصه بطوری که از قرآن مجید و اخبار بسیار استفاده می شود اهل بهشت دارای حیات جاودانی و بلذائذ روحانی و جسمانی همیشه محظوظند و دائماً درلذت و خوشی می باشند بطوری که کوچک تر ناملایمی و نگرانی برای آنها تصور ندارد در سوره زخرف آیه 71 فرموده: ( در آن بهشت است آن چه را که شخص مایل باوست و آن چه را که چشم از نگاه باو لذت می برد).
اما اهل جهنم و بدکاران و سیه بختان چنان در ضیق و ظلمت نفس گرفتارند و دستها بگردنها بسته زنجیرها و غلهای آتشین در گردن آنها بطوری که احدی قدرت بر تکلم ندارد و اعضاء و جوارح باذن حق تعالی شهادت می دهند و ملائکه بآنها توبیخ و سرزنش می نمایند.
و آدم جهنمی از جهت خباثت نفس و تعلق بدنیا میل می کند بچیزی که بر ضرر وی تمام می شود چنان چه از اخبار معلوم می شود که جهنمی تشنه می گردد آب می طلبد از (غسلین) که مشروب اهل جهنم است بوی می خورانند بمجرد آشامیدن تمام گوشت صورت و دهان وی فرو می ریزد و آن آبی است که اگر قطره ای از آن بر کوه های دنیا ریخته شود گداخته می گردد.
همین طوری که نعیم اهل بهشت از قسمت حظوظ روحانی و جسمانی فوق حد بیان و توصیف است و انسان تا وقتی که مقید بعالم طبیعت است از ادراک حقیقت آن عاجز است ، همین طور سختی جهنم و المی که در اثر اعمال زشت و اخلاق ناپسندیده از قبل حاکم روز جزا مترتب می گردد در خور توصیف نیست ( من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش).

حساب در قیامت

حساب در قیامت
آیات و اخبار در ثبوت آن بی شمار است از جمله آنها در قرآن مجید فرموده: ( اگر ظاهر کنید آن چه در نفسهای شما است یا مخفی دارید خداوند حساب آن را می نماید پس از آن می آمرزد هر که را بخواهد و عذاب می کند هر که را بخواهد و خدا بر هر چیزی توانا است).
و از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که فرموده: در روز قیامت عبد قدمی بر نمی دارد مگر آن که از چهار چیز از وی پرسش می نمایند ، یکی از عمر او که در چه چیز صرف نمودی و یکی از جوانی او که در چه عملی مصروف نمودی و یکی از مال او که از کجا آوردی و در چه مصرف خرج نمودی و یکی از دوستی اهل بیت من.
و مقصود از حساب قیامت جمع نمودن اعمال مردم و سنجش بین خوب و بد آنها است.
و چنان چه از اخبار بسیار معلوم می شود از جهت احاطه علم و سعه قدرت حق تعالی در یک لحظه حساب تمام خلائق کشیده می شود ( و هو اسرع الحاسبین) و سجل اعمال هر کس نزد خودش حاضر می شود.

میزان در قیامت

میزان در قیامت
در سوره انبیاءفرموده: ( در روز قیامت مقرر می نمائیم میزان عدل را پس ستم نمی شود بکسی از حق او اگر چه عمل وی بقدر وزن یک دانه ( خردل) باشد آن را حاضر می گردانیم).
در سوره اعراف فرموده: وزن در روز قیامت حق است کسی که میزان عمل وی در قیامت سنگین باشد رستگار است و کسی که میزان عمل وی سبک باشد ضرر و خسران برده و بآیات ما ستم نموده.
و باید دانست که میزان هر شیء  چیزی است که آن شیئی به آن سنجیده می شود تا آن که اندازه آن معلوم گردد و نیز میزان هر چیزی بایستی از سنخ همان چیز باشد ، چنان چه میزان اجسام ترازو و قپان و غیره است و میزان علم (منطق) است که صحت و فساد براهین بآن شناخته می شود و عقل کل میزان همه چیز است ، حضرت امیر علیه السلام فرموده: ( من میزان قیامتم) وای بحال ما و شرمندگی ما که در قیامت اعمال و اخلاق ما را بسنجند با اعمال و اخلاق اولیای حق تعالی.
شخص عاقل بایستی همیشه مراقب اعمال و افعال خود باشد و انسان کامل را میزان و معیار اعمال و اخلاق خود قرار دهد و بروش او عمل نماید تا آنکه راه سعادت خود را بیابد.

برهان نقلی و آیات قرآنی

برهان نقلی و آیات قرآنی
آیات قرآنی و احادیث راجع بقیامت و عود ارواح باجسامشان بقدری زیاد است که احصاء و شماره نمی توان نمود و از ضروریات دین و منکر آن را کافر و از اسلام خارج دانند.
اینک برای نمونه سه آیه ذکر می نمایم در سوره یس پس از آن که اعرابی استخوان پوسیده ای آورد نزد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و گفت : این استخوان پوسیده و چطور در قیامت زنده می شود خطاب به پیغمبر صلی الله علیه و آله شد که بگو: زنده می کند او را کسی که خلق نمود او را دفعه اول زیرا که او بهر چیزی دانا است.
در سوره اعراف فرموده: در زمین حیات می یابید و در زمین می میرید و از زمین بیرون می آئید.
در سوره عنکبوت آیا ندیدید چگونه ابتداء خلق نمود پس بر می گرداند آنها را و این مطلب بر خدا آسان است. و در این خصوص اخبار نیز متجاوز از حد و حصر است . از ابی جعفر علیه السلام نقل می کنند که از جمله مواعظی که لقمان به پسر خود نمود این بود که گفت: ای پسرک من اگر تو را شکی است در مردن خواب را از خود رفع نما و هرگز قدرت نداری و اگر در تو شکی است از مبعوث شدن از خواب بیدار مشو هرگز قدرت نداری و اگر تو در این مطلب فکر کنی می دانی که نفس تو بدست غیر تو است و جز این نیست که خواب بمنزله مرگ است و بیداری بعد از خواب بمنزله مبعوث شدن بعد از موت.
کشفیات جدیده از دو راه معاد را تائید می نماید
یکی آن که در علوم طبیعی ثابت شده که در این عالم هیچ چیز معدوم نمی گردد ، هر حرکت کوچک و بزرگی هر صورت و جوهرو عرضی و هر نفس و صدائی در فضاء عالم باقی است و مضمحل نمی گردد بطوری که گویند اگر آلت میرب الصوت (رادیو) تکمیل شود ممکن است حرفهای آدم ابوالبشر علیه السلام و غیر او را برای ما نقل کنند چنان چه در صددند که کلمات داوود پیغمبر علیه السلام را در جو هوا بگیرند و این شاهد بر کلام حق تعالی است که فرمود: « لا یغادر صغیره و لا کبیره الا احصیها». (27)
« و وجدوا ما عملوا حاضراً».(28)
پس از اینجا معلوم می شود که بمردن چیزی از انسان معدوم نمی گردد تا اینکه بگویند: ( اعاده معدوم محال است).
و دیگر آن که در این دوره بخوبی کشف شده که انسان در تحلیل و ترکیب دائمی است علی الدوام سلولهای زنده که بدن او را تشکیل می دهند می میرند  و در عوض سلولهای زنده دیگری جای آن ها را می گیرند پس انسان در ایام زندگی همیشه در موت و حیات است در مدت چند روز بکلی بدن وی عوض می شود مثلاً کسی که پنجاه یا شصت سال عمر کند چندین مرتبه بدن او عوض شده و با این حال او همان شخص است که وقتی طفل و وقتی پیر است و این یکی از اسرار خلقت بشمار می رود.
پس چه مانعی دارد بگوئیم در قیامت بامر پروردگار سلول های تازه در ماده بدن انسان پدید می گردد و آدمی حیات جدیدی پیدا می کند و غرض از بیان این مطالب رفع استبعاد معاد است و این که اسلام تکلم بامور غیر معقوله نمی کند و گر نه تعلیمات اسلامی ما را بی نیاز نموده از استشهاد بکلام غیر.
مراحل و عقبات قیامت
چنان چه از آیات و اخبار بسیار معلوم می شود وقتی قیامت بر پا شد و بامر حق تعالی مردم سر از قبر بیرون آوردند مراحل و منازلی دارند که بایستی طی نمایند، و یکی از آنها (صراط) است و در بعض اخبار تصریح می نماید. صراط دو قسم است ، صراط دردنیا و صراط در آخرت ، صراط در دنیا توحید و معرفت بحق تعالی است و صراط در آخرت همان جسری است که کشیده شده است بین بهشت و جهنم. و معرفت حقیقی برای احدی میسر نمی شود مگر بعمل نمودن بسیرت محمدی صلی الله علیه و آله و خلفای آن بزرگوار.
شکی نیست هر کس در این عالم در طریق هدایت باشد و در تمام دقایق زندگانی مراقب اعمال خود گردد و در جستجوی حقیقت و شناسائی حق تعالی قدم پشت قدم اولیای دین گذارد و رشته علقه خود را بواصلان حرم قدس الهی محکم گرداند چنان چه در قرآن خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است که ( بگو طریق من طریق مستقیم است متابعت نمائید مرا و براه های دیگر مروید که متفرق می شوید) همچه کسی البته کامیاب خواهد شد و بآسانی از صراط قیامت می گذرد.
و پیدا نمودن راه مستقیم اگر چه دشوار و پیمودن آن دشوارتر است و شاید بهمین باشد آن چه در احادیث بسیار از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیده که : ( صراط از مو باریک تر و از شمشیر برنده ترو از شب تاریک تر است). لکن انسان تا در این عالم حیات دارد راه هدایت بسوی وی باز است تنها نفس ما و آرزو و آمال طبیعیه ما حائل و جلوگیر ما است.
خلاصه صراط در قیامت جسری است کشیده شده بین بهشت و جهنم و آن صورت طریق مشی ما است در دنیا اگر بطریق مستقیم حرکت نمودیم و در اعمال و افعال از طریق حق انحراف ننودیم از صراط آخرت مثل برق می گذریم لکن اگر در دنیا در طریق مستقیم سیر ننمودیم در قیامت نیز پای ما در صراط می لغزد و بدرک جهنم می افتیم.(نعوذ بالله).
انسان هر قدر در این عالم در طریق معرفت حق تعالی و بندگی او سریعتر حرکت کند و جهات روحانی خود را قوی تر و لطیف تر گرداند و از قید شهوات نفسانی و طبیعی وارسته تر گردید در قیامت از صراط تندتر حرکت می کند، چنان چه در اخبار بما رسیده که بعضی مثل برق جهنده ، بعضی چون باد تند رو، بعضی مثل پیادگان ، بعضی چون اسب تندرو ، بعضی چون اطفال چهار دست و پا ، بعضی آویخته در جهنم ، بعضی بقدم اول در جهنم می افتند.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 61 - 70 از 360

حدیث روز

حاضرین در سایت

33 میهمان حاضرند
بازدیدکنندگان: 5674823

محبوب ترین ها