Untitled Document

کتابخانه بانو امین(ره)

تصویر منتخب

IMG_002.JPG

تغییر اندازه فونت

A+ | A- | Reset
اوصاف پنج گانه که در تقویت روح بایستی مراعات نمود

اوصاف پنج گانه که در تقویت روح بایستی مراعات نمود
اگر خواهی روحانیت تو بزرگ شود و عقل تو قوی گردد بسیار مراعات و مدامت کن بر پنج چیز:
نخستین : سکوت و کم حرفی را شعار خود گردان زیرا کم حرف زدن فوائد زیادی در بر دارد ، در حدیثی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سکوت را در ردیف یکی از اوصاف اولیاء الله تعالی بشمار می آورد ، چنان چه فرمود: ( اولیاء الله ساکتند و سکوت آنها فکر است) در حدیث دیگر ( تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه) یک ساعت فکر نمودن در عظمت کبریائی و در خلقتهای الهی بهتر است از شصت سال عبادت . و شکی نیست که آدم پر گو فکرش کم است انسان تا ساکت نباشد نمی تواند فکر کند ، پس کم گوئی مقدمه فکر است و کم حرف زدن عقل را زیاد می کند و قلب را جلاء می دهد و انرژی بدن و قوه مغناطیسه باطنی را نگاه می دارد.
و در اخبار است (من حفط لقلقه ، و تنتنه، و زبزبه دخل الجنه) کسی که زبان و شکم و فرجش را حفظ کند داخل بهشت می گردد.
دوم: از صفات بسیار خوب کم خوردن است ، در حدیث است که در شب معراج خطاب شد بپیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ( یا احمد العبد اذا جاع و حفظ لسانه علمه الحکمه فان کان کافراً یکون حکمه حجه علیه وبالا و ان کان مومناً یکون حکمه نوراً و برهاناً و شفاء و رحمه و ابصره دقائق العلم حتی لا یدخل علیه شیطان و اعمله ما لم یکن یعلم و اعلمه عیوب نفسه حتی یشغل بها عن عیوب غیره).
خداوند در شب معراج بحبیب خود خطاب فرموده ، کسی که کم خورد و کم حرف زند بوی حکمت می آموزم، اگر کافر است حکمت و شناختن حقیقت اشیاء حجت می شود بر او وبالش می گردد ، و اگر ایمان دارد حکمت نور و ضیاء و برهان او می شود و رحمت و شفاء او می گردد ، و بذره های موجودات وی را بینا می گردانم تا آن که از شر شیطان محفوظ ماند ، و آن چه نمی داند بوی می آموزم و باو می فهمانم عیوب نفس خودش را تا آن که در مقام اصلاح آن بر آید و از عیوب دیگران صرف نظر نماید.
سوم: کم خوابی و شب زنده داری است و مشغول بذکر و مناجات با قاضی الحاجات است در حدیث قدسی است : ( دروغ می گوید کسی که ادعای دوستی من می کند و شب می خوابد و با من مناجات نمی کند).
دوست البته طالب مناجات و راز و نیاز با دوست خود است پس لازمه دوستی با حق تعالی این است در شب که چشم ها در خواب است وقت را غنیمت شمارده با او خلوت نماید.
کم خوابی و کم خوراکی اگر چه قدری از قوای طبیعی و بدنی می کاهد لکن نفس را قوی می گرداند ،و  روح را جلا می دهد ( کم خور و کم خواب و کم آزار باش).
چهارم: عزلت و کناره گیری از خلق است که فوائد بسیار در بر دارد ، خصوصاً در این دوره ای که بس فساد اخلاق بین مردم شایع گردیده و همین طوری که در علامت آخرالزمان گفته اند کار زشت در نظر مردم زیبا گردیده ، و کار خوب زشت می نماید ، واقعاً معاشرت نمودن با چنین مردمی و مراوده با خلق این زمان نه همین ضرر بامور اخروی زند بلکه دنیا و آخرت انسان را فاسد می گرداند ، بلکه اصلاً راحتی و آسایش را می گیرد.
در روایتی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بثابت بن اعین فرموده: ای ثابت تو را چه کار با مردم اگر جمیع مردم جمع شوند و بخواهند لقمه نانی یا شربت آبی بگلوی تو برسانند و خدا نخواهد نتوانند ، و بعکس اگر خدا بخواهد آن را بحلق تو رساند و تمام مردم جمع شوند که نگذارند نتوانند. پس از خلق عاجز چه نظر داری ( اگر تیغ عالم بجنبد زجای نبرد رگی تا نخواهد خدای).
پنجم: دوام ذکر و یاد اوست ، در قرآن مجید است (اذکرونی اذکرکم) مرا یاد کنید تا من نیز شما را یاد کنم خداوند در حدیث قدسی فرموده: ( ای اهل زمین فریب دنیا را نخورید و بشتابید بسوی دار کرامت و با من هم نشین و هم صحبت گردید و از من بخواهید تا با شما انس گیرم).
و باید دانست که قدمی بسوی معرفت نمی توان برداشت مگر بمراعات نمودن باین امور پنج گانه که گفته شد، زیرا کم خوردن و کم خوابیدن باعث صفای ذهن می گردد ، کم حرف زدن و گوشه گیری و عزلت مقدمه فکر است ، مداومت بر ذکر حق تعالی سبب محبت و انس بوی می گردد وقتی انسان بر این امور مداومت نمود بقدر استعداد و قابلیتش نور علم و دانش بقلب وی افاضه می گردد و معرفت پیدا می نماید.

خوشی و خوشبختی در اثر اخلاق نیک پدید می گردد

خوشی و خوشبختی در اثر اخلاق نیک پدید می گردد
ای کسی که طالب سعادت و خوشبختی می باشی و میل داری تمام امور بر وفق مراد و دلخواه تو انجام گیرد، بدان که جمیع نیکی ها و بدی ها و ناکامی ها از درون تو خیزد ، اگر خواهی همیشه خوش باشی و در تمام امور موفق گردی اول خود را اصلاح کن و صفات بد و ناشایسته را از خود زائل گردان ، هر چه هست در خود تو است و از باطن تو بخارج سرایت می نماید و اشتباهاً خیال می کنی از خارج بتو رسیده ، آن چه در اطراف تو است بشکل قلب تو در می آید ، تصادفات خارجی خیلی کم است ، اگر متوجه اعمال و اخلاق خود شوی و (عدالت) و درستکاری در زندگانی بکار ببری و با هر ناملایمی بکنار آئی و با اطرافیان خود بصداقت و درستی و مهربانی رفتار کنی و حسد و بغض و کینه و طمع را کنار گذاری همه آنها با تو دوست صمیمی می گردند و در سختی ها و گرفتاری ها تو را کمک می نمایند و نیز آزاری بتو نمی رسانند.
تمام گرفتاری ها و نقطه های ضعف و سیاه که در زندگانی بشر دیده می شود اگر خوب دقت کنی می فهمی که ناشی از ضعف ایمان و فقدان تقوی پدید گشته ، اگر ایمان و تقوی در دل رسوخ نماید و انسان دارای فکر بلند و همت عالی گردد ، در قلب او نور عقل و دانش طلوع می نماید که بآن راه و روش زندگانی با شرافت خود را پیدا می کند و باندازه قوت و صفای قلب امور خارجی را مطیع خود می گرداند.
خوشبختی و بدبختی بسته بطرز فکر ما است ، تو خود آینه و نماینده عالمی و عالم نیز آینه و نماینده تو است ، اگر تو نسبت بامور جهان بد بین باشی و موجودات را زیبا و مصفا نبینی بلکه همه چیز را بدو نامرتب بینی ، بدان که اینها ناشی از فساد اخلاق تو است و تمام زشتی ها و نادرستی ها که می بینی (39) و اشتباها خیال می کنی امور طبیعی غیر مرتب و سرنوشت ظالم و تو بدبخت می باشی زیرا که هر کس امور عالم را از دریچه قلب خود می بیند ، باطن خود را از کثافات اخلاق زشت تصفیه نما تا عالم را زیبا و مصفا و خوب بینی و همه را نیک و با خود دوست پنداری.
آدم بدبین مردمان نیک را نفهم و رفقا را بد جنس و زیر دستان را نادرست می داند ، باحدی اطمینان ندارد ، هرگز با مردمان بدبین معاشرت نکنید که شما را متهم می گردانند.
و از مطالعه جرائد و کتبی که جنبه زشت امور را تحت مقاله قرار داده و تنقیدات بیجا نموده خودداری نمائید ، زیرا که کنجکاوی ناسالم خواننده را تحریک می نماید و وی را بدبین می کند ، آن وقت از توقعات کوچک و بی مورد بزحمت می افتد ، هر چه بر خلاف میل و رویه او شد او را فوراً عصبانی و کج خلق می کند.
آدم کج خلق باندک چیزی که بر خلاف توقعات بی محل او شد فوراً عصبانی می گردد ، و آتش غضب وی بجوش می آید و مثل کوه آتش فشان هیچ چیز آتش وی را خاموش نمی کند ، آن وقت وی را بفحاشی وا می دارد و از هیچ ظلم و اذیت و ایذائی خودداری نمی نماید ، درست سبعی می شود که می درد و می بلعد و در آن حال خودش نمی داند چه می کند پس بایستی قبلاً یعنی پیش از آن که آتش غضب شعله ور گردد و خاموش کردن آن مشکل شود ، جلو غضب را گرفت ، یعنی باید دید باعث غضب او چه می شود در مقام علاج آن بر آمد و حتی الامکان نگذارد عصبانی شود.
و عمده چیزی که قوه غضب را بحرکت می آورد ، صفت کبر و توقعات بی جاست ، آدمی که خود را بزرگ و برتر از همه مردم دانست منتظر است که مردم وی را اطاعت و بندگی نمایند ، و از حکم او سرپیچی ننمایند ، هر وقت دید بر خلاف توقعات او کسی چندان اعتنائی ننمود و باو وقری نگذاشت ، فوراً عصبانی می گردد.
و همین صفت رذیله کبر است که از آن بسیار صفات زشت مثل کراهت، نفرت، بدبینی ، دشمنی، کج خلقی، حب ریاست، مقام، جاه و غیر اینها تولید می گردد.
و باید دانست که صفات نادرست علاوه بر این که روح و روان آدمی را ضعیف و ناتوان می نماید از قوت و نیروی بدن که برای حفظ سلامتی و دوام بدن لازم است نیز می کاهد ؛ و انسان را مریض و ناتوان می گرداند و مانع پیش رفت او می شود ؛ زیرا که از آدم بد اخلاق مردم نفرت می نمایند ، و مطابق اخلاق زشت او با وی رفتار می نمایند و خودش نیز از قبل صفات زشت خود را در زحمت می افتد ؛ و هر یک از اخلاق فاسد او مثل مار و عقرب و افعی بجان وی افتاده او را می گزند و می درند.
پس برای سلامتی روح و روان و آسایش تن بایستی با نفس مجاهده نمود و عادت زشت و اخلاق فاسد را از میان برد ، و این همان جهاد اکبریست که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از پیروزی از بعض جهادی که با کفار نموده بود فرمود: ( ای مردم از جهاد اصغر برگشتید کوشش نمائید در جهاد اکبر ، اصحاب عرض نمودند چیست جهاد اکبر یا رسول الله صلی الله علیه و آله ؟ فرمود: جهاد با نفس).
کینه، غبطه، حسد، کبر، حرص، بخل، غضب و امثال اینها تولید سمومی می نمایند که بسلامتی شخص ضرر می رساند ، و قوه حیاتی که برای فکر و عمل است صرف خود می نماید.
از میل بمال دیگران چیزی عاید انسان نمی شود و از مال آنها نیز چیزی کم نمی شود ، لکن ضررش عاید خودش می گردد که حسد وی را زبون و فاقد توانائی می گرداند.
اگر دیدی در تو یکی از صفات زشت وجود دارد بزودی از خودت بیرون کن ، و نگذار در روحیه تو نفوذ نماید و ملکه نفسانی گردد که اگر چنین شود بدان که تو در ردیف حیوان مشابه بآن صفت واقع گشته ای و از انسانیت بیرون رفته ای.
این است سر این که در اخبار بسیار واقع شده ، که در قیامت هر کسی بصورت صفات و ملکات نفسانی خود وارد محشر می گردد یعنی اگر سبعیت در او غالب است در قیامت بصورت حیوان درنده ای که مشابه با اخلاق اوست محشور می گردد ، و اگر قوای بهیمی و شهوی بر وی غالب است نیز بصورت حیوانی که مشابه بآن صفات است محشور می گردد زیرا در قیامت باطنها ظاهر می گردد.
خواهر هر وقت دیدی امور عالم مصادف با میل تو نشد و از خارج بتو آزار می رسد و از مردم صدمه می خوری رجوع بباطن خودت کن و ببین چه صفت و عمل بدی در تو رسوخ نموده که عکس العمل وی چنین آفت و بلائی گردیده و بجان خودت افتاده بزودی آن عمل و آن صفت بد را از خود دور کن تا راحت گردی ، اگر دیدی کسی با تو خیانت نمود ببین تو با کی خیانت کرده ای و اگر کسی مال تو را برد ببین تو مال که را تلف نموده ای ، اگر کسی با تو دشمنی و خیانت نمود ببین تو با کی دشمنی و ضدیت نموده بودی ؟
خلاصه هر ناملایمی از خارج بتو رسید اصل و ریشه آن را در خودت پیدا کن ، اگر خواهی دشمن و دوست خود را  بشناسی ببین باکی ضدیت و دشمنی کرده بودی؟
و با چه کسی دوستی نموده بودی، اگر خواهی بفهمی چه کس از تو شکایت دارد و ناراضی است ببین تو از چه کسی نا رضا و شاکی می باشی.
اگر گوئی اگر چه در عالم مکافات و عکس العمل بد کاران بسیار دیده شده لکن نمی توان گفت هر بلاء و نا ملایمی که بسر انسان می آید مکافات عمل اوست ، چقدر از مردمان صالح با تقوی و صاحبان ارواح بزرگ که در زندگانی خود دچار بلاء و ناملایمات و شکنجه بدکاران شده اند بلکه می توان گفت آنها بیشتر مواجه با ناملایمات می گردند.
جواب بطور کلی نگفتیم سبب بلیات و مصائب نتیجه اعمال و اخلاق خودمان است ، هر دانشمندی می داند امور عالم روی قاعده صحیح و میزان اعتدال قرار گرفته و آن چه واقع می گردد منوط باسبابی است و یکی از اسباب بدبختی ها و ناکامی ها اخلاق و اعمال خود شخص است و البته اسباب دیگری نیز دارد مثل مصلحت نظام عالم یا مصلحت خصوصی خود شخص.
آری بایستی اعتراف نمود که روح بزرگ و آدم صالح و نیکوکار شاید زیادتر از مردمان عادی دچار شکنجه روزگار و مواجه با بلیات می گردد لکن ( کار نیکان را قیاس از خود نگیر) امور نسبت بآنها بعکس مردمان عادی است.
امور خارجی نسبت بمردمان عادی غالباً عکس العمل اعمال زشت و ناشی از فساد اخلاق آنها پدید گشته و بصورت بلاء و مصیبت در آمده لکن باید دانست که مردمان بزرگ که دچار بدبختی می شوند بواسطه عظمت و بزرگی آنها است ، زیرا هر قدر روح قوی تر باشد ظرفیت آن برای بلاء زیادتر است و بلاء هر چه زیادتر گردد بر عظمت روح می افزاید و روح و روان آدمی را قوی تر و مصفاتر می گرداند. (40)
این است که گفته اند بلیات دنیا برای مردمان گنهکار مکافات عمل آنها است و نسبت بمردمان نیکوکار سبب تصفیه قلب آنها می شود.
و این که می گویند خداوند بندگان را در بلیات و مصائب امتحان می کند حرف بسیار تمامی است ، بزرگی و عظمت روح انسان یا ضعف . نقص آن هنگام بلیات و آلام خوب معلوم می شود.
اگر خواهی قوت ایمان و عظمت روح کسی را بدانی ببین اگر آفات دنیا او را زبون و بیچاره نمود و عنان صبر و بردباری را از کف وی ربود ، بدان که ضعیف النفس و سست عقیده است و اگر دیدی هنگام بلاء مثل کوه پا بر جا قرار گرفته و باد های مخالف وی را تکان نمی دهد بر وی اعتماد کن و بدان چنین آدمی در امور دین و دنیا حتی در دوستی و رفاقت ثابت قدم و پا بر جاست.
غرض آن که اگر خواهی در دنیا براحتی زندگانی کنی و سعادت مند و کامیاب باشی و در نردبان ترقی و تعالی پله ای بالا روی قدری در خود فرو رو و صفات زشت و اخلاق بد را بمجاهده از خود دور کن و شهوت و غضب را مطیع عقل گردان.

امتیازات و خصوصیات زن

امتیازات و خصوصیات زن
نخستین عامل خدا دادی که در وجود زن است و راه وی را بحق نزدیک می کند ، همان رقت قلب است که جبلی زن است ، قلب رقیق حساس و دل نازک و چشم گریان بحق نزدیک است.
خواهر اگر بوظیفه ای که شارع اسلام برای تو معین فرموده عمل نمائی و قلب و سریره لطف خود را از کدورت و فساد اخلاقی مثل بخل و حسد و کینه و باقی اوصاف رذیله که نوع زنها مبتلاء بآنند تصفیه نمائی و روی دل بجانب حق تعالی آری باندک وقتی بقدر استعداد و صفای با طینت از معرفت و محبت حق تعالی بهره مند می گردی و نور دانش در قلب تو طلوع خواهد نمود.
دوم امتیازات زن عاطفه و محبت غریزی است که سرشته با خون اوست ، ببین محبت مادر را نسبت باولاد ، بیچاره مادر راضی است خار بچشمش برود و بپای فرزندش نرود و نیز محبت زن نسبت بشوهر و دختر نسبت بپدر و مادر و خواهر نسبت ببرادر و نیز نسبت بخویشان و بستگان محبت زن چقدر غلو دارد و اینکه گفتیم عاطفه و محبت راه را بحق تعالی نزدیک می کند برای این است که در محبت اسراری نهفته شده زیرا که محبت منبعث از قوه جاذبه مغناطیسیه است که رشته موجودات بهمان قوه بهم مرتبط می گردد و باعث اتحاد و ارتباط اشیاء می شود ، این است که عرفاء عشق مجازی را وسیله پاک الهی می دانند و قلبی که دارای محبت شد ، البته محبت پاک و بی آلایش نه محبت مشوب شهوت آمیز راه را بحق نزدیک می کند.
خلاصه چون زن رقیق القلب و پر عاطفه است اگر روی دل بحق تعالی دارد و قلب را از آلایش طبیعی پاک گرداند بزودی محبت حق تعالی و اولیاء او در دل وی جای می گیرد.
سوم از امتیازات زن گذشتگی و تحمل مصائب و بردباری است که این صنف در زن نیز بیشتر ظهور دارد  و با این که زن رقیق القلب است و زودتر از ناملایمات متاثر می گردد و بجزع و فزع می افتد و با این که عاطفه و محبت زن زیادتر است و از فقدان و مفارقت خویشاوندان خود زیادتر رنج می کشد و بیشتر متاثر می گردد و باین جهت بایستی بیشتر اعمال صبر و خودداری نماید با این حال چنان چه تجربه شده حوصله و بردباری و تحمل او در مشقات زیادتر است این است که عواطف قلبیه و احساسات نفسانیه و تحملات بدنیه او را به پرستاری اطفال و مرضی راغب و قادر می سازد.
چهارم زن در امور خیریه از مرد قوی تر و فعال تر و احساسات وی زیادتر است.
پنجم خانه نشینی و انزواء که این یکی از اسباب و طریق (سیر الی الله) و وسیله قرب بحق تعالی می شود.
ای بانوان اسلامی قدر این نعمت را بدانید برای مردها خانه نشینی مطلوب نیست و شارع اسلام دستور معاشرت و کسب و عمل بآنها داده ، لکن وظیفه ایمانی زن خانه نشینی است ، خداوند زنهای پیغمبر صلی الله علیه و آله را امر بخانه نشینی فرموده ( و قرن فی بیوتکن) و همین خانه نشینی عوامل بزرگی در بردارد.
راه معاشرت با مردهای فاسد را می بندد ، بر عفت و عصمت زن می افزاید ، بهتر می تواند وظیفه اختصاصی خود را انجام دهد ، اخلاق بد مردم کمتر در او تاثیر می کند و بالنتیجه اگر با علم و ایمان و تقوی توام گردد راه وی را بسعادت و خوشبختی که دنبال وی می گردیم و بالاخره بحق نزدیک می گرداند.
اشتباه نشود نمی گویم زن بایستی در خانه بنشیند و خود را از هر کمال و دانش و فضیلتی محروم گرداند و با خرافاتی که پاره ای از آن را گفتیم و نوع مردم خصوصاً زنها معتاد بوی می باشند عمر خود را تلف نماید خانه نشینی به تنهائی فضیلت آور نمی شود ، خانه نشینی اگر با فضائل اخلاقی و علم و ایمان و تقوی و معنویت نباشد هرگز سعادت و خوشبختی برای ما تامین نخواهد نمود ، مقصود از خانه نشینی جلوگیری از ولگردی و حفظ ناموس و عفت است نه نفهمی و جهالت که در اثر فقدان علم و دانش نوع زنها مبتلا می باشند بلکه همان ولگردی و جلوه گری که امروزه عنان بعضی زنها راگسیخته در اثر فقدان علم و دانش پدید گردیده است نفهمی آنها سبب بی عفتی آنها شده.
زن اگر عالمه و فهمیده شد هرگز پیرامون کاری که منافی با مقام عفت و حیاء است نمی گردد ، حیاء که نزد تمام دانشمندان یکی از محسنات زن بشمار می رود ناشی از عقل است ، هر کس عقلش بیشتر حیائش بیشتر است.
زنهائی که با مردهای اجنبی روبروی هم سر میز قمار می کنند یا در استخر شنا می نمایند ، یا در مجالس با مردها می رقصند ، اینها نه عقل دارند نه حیاء ، نه ایمان ، اگر زن عاقله باشد خود را بالاتر از آن می دانند که آلت شهوت پرستی مردهای اجنبی قرار گیرد.

روی سخن به بانوان

روی سخن به بانوان محترم
ای خواهران عزیز اگر طالب سعادت و خوشبختی می باشید هرگز پیرامون خرافات نگردید ،اگر دین دار هستید آن چه از دین نیست داخل در دین نکنید ، در هر کاری موقعیت وظیفه دینی خود را بفهمید هر چه بسر انسان می آید از روی جهل و نادانی است ، بعضی از زنها پایه تقدس آنها روی وسواس است اگر تو پای بند اسلامی کجا اسلام فرموده مسلمانها را نجس بدانی؟ معلوم می شود خودت نجسی که مسلمان را نجس می دانی ، کجا در فقه اسلام گفته شده چندین دفعه دستت را در آب فرو کن و مثل ماهی در آب بغلط و این قدر برای وضوء و غسل در آب بازی کن که نمازت قضا شود، آن وقت بفتوای اکثر مجتهدین نه وضو و غسلت صحیح است و نه نمازی که با این وضو و غسل می خوانی و از روی وسواس این قدر تکبیره الاحرام و کلمات را مکرر کنی که صورت نماز بهم خورد.
آیا نشنیده ای که فقهاء گویند عمل وسواسی باطل است ، آیا فکر نمی کنی و تامل نداری در فقه اسلام که تمام احکام آن روی میزان عقل و منطق استوار گردیده حرکاتی که از وسواسی سر می زند از هیچ دیوانه و سفیهی سر نمی زند ، البته می توان گفت وسواس نوعی از جنون و دیوانگی بشمار می رود.
ای خانم وسواسی با خود فکر کن اگر یک نفر اروپائی حرکات تو را راجع بوسواس ببیند درباره شرع اسلام چه فکر می کند ، آیا دین اسلام را مسخره نمی کند ، آیا مسلمانها را توهین نمی کند ، ببین باین عمل شنیع چه لطمه بزرگی باسلام می زنی.
فلان خانم در تطهیر دست و صورت و وضوء چنان در آب غوطه می خورد  و آب بازی می کند که نمازش قضا می شود ، و در تطهیر لباس بقدری اسراف می نماید و اوقات شریف خود را که می توان سعادت دنیا و آخرت بآن تامین نمود تضییع می نماید و از طریق عقل و شرع خارج می شود.
خواهر ببین در اینجا چند گناه مرتکب شده ای ، نخستین که از همه بدتر است بدعت در دین گذاشته ای ، زیرا هر چه از دین نیست داخل در دین نمودن بدعت است ، و کسی که بدعت در دین گذارد مرتکب گناه کبیره شده است، بلکه اگر غرضش بدعت باشد از دین خارج می گردد و نجس می شود. دوم اسراف نموده ای البته لباسی که بسیار شسته شود زود کهنه می شود و اسراف در مال خود کرده ای و اسراف یکی از گناهان کبیره بشمار می رود بلکه تبذیر کرده ای و باین عمل ردیف و هم شئون شیطان گشته ای در قرآن مجید است: « ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه لکنود». (38) همین طوری که شیطان از امر حق تعالی سرپیچید و کافر شد تو نیز کفران نعمت حق تعالی می کنی و تبذیر در مال و جان خود می نمائی ، سوم در این زمینه ظلم بخود و خدمتگذاران خود می کنی ، مخصوصاً در زمستان هوای سرد و آب یخ بایستی چه قدر لباس در آب سرد فشرده شود برای این که خانم بدلتان بچسبد.
تمام اینها روی اصل نادانی است ، آدم وسواسی هیچ وقت نه لباس خوش دوخت و قشنگ می پوشد ، و نه راحت زندگانی می کند و نه با مردم براحتی و آسایش معاشرت می ناید ، زیرا همیشه مضطرب است مبادا نجس شود.
چه قدر زندگانی برای وسواسی سخت می شود نه از عملش لذت می برد، نه برای کارش مزد و پاداشی است، عقلاء وی را مذمت و سرزنش می نمایند، زیرا که عبادت خود را ضایع می کند و بدرجه قبول    نمی رسد ، برای این که بر خلاف حکم عقل و فرموده شرع عمل می نماید.
در مال و جان خود اسراف می کند، خود و دیگران را در مهلکه می اندازد ، پناه می بریم بخدا از شر شیطان لعین که هر کسی را از راهی فریب می دهد.
خواهر اگر خواهی این صفت بد از تو دور شود برنامه کار خود را عوض کن ، اطباء جسمانی گفته اند هر مرضی را بایستی بضدش معالجه نمود ، در امراض روحانی نیز علمای اخلاق همین طور دستور داده اند پس بایستی مدتی بنای کار خود را بر نجاست بگذاری ، یعنی با خود بگوئی می خواهم نجس باشم،و فرضاً اگر عادت داشته ای ده مرتبه دست خود را در آب فرو کنی ، اول نه دفعه مثلاً فرو بر ، بعد هشت دفعه بهمین ترتیب کم کن تا آن که عادت شوم را از خود زائل گردانی.
اشتباه نشود نمی گویم بایستی مراعات نجاست و طهارت نشود زیرا یکی از شرایط عمده نماز تطهیر بدن و لباس است در قرآن مجید فرموده:« ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین» خدا دوست می دارد توبه کنندگان را و دوست می دارد تطهیر کنندگان را ، اگر سر سوزنی نجاست در لباس یا بدن نماز گذار باشد نمازش باطل است، مقصود این است که اعمال خود را مطابق دستور العمل شرع مطهر بدون کم و زیاد قرار دهی تا آن که نتیجه کامل عاید تو گردد.
افراط و تفریط در هیچ کاری خوب نیست سعی کن در همه کار مراعات حد وسط نمائی ، و میزان اعتدال همان قانون شرع است که حد وسط در تمام افعال و اعمال حرکات ما را بخوبی تعیین فرموده ، عقل انسان بدون چراغ شرع سعادت خود را نمی تواند احراز نماید ، عقل خود را براهنمائی شرع بکار بینداز تا رستگار گردی ، و بسعادت دنیا و آخرت فائز گردی انشاء الله تعالی.
هر کس خواهد عملی که در دست اوست خوب انجام گیرد و نتیجه صحیح از آن گرفته شود بایستی در تمام جزئیات عمل رجوع نماید بآن نقشه ای که موسس و استاد در دسترس وی گذارده و ذره ای در آن تصرف ننماید.
مثل این که معمار نقشه  ای برای عمارت می کشد و بدست عمله جات می دهد اگر مطابق آن نقشه عمل شود البته عمارت عالی با شکوهی تحقق می پذیرد واگر ذره ای بمیل خودشان بر خلاف دستور معمار عمل شود مسلماً عمارت ضایع یا ناقص می گردد و چنین است تمام صنایع که اگر روی میزانی که موسس بنا نهاده عمل شود بنتیجه می رسد و گر نه خراب و ضایع می گردد.
معمار دین اسلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله است از طرف حق تعالی و نقشه آن قرآن است که در دسترس مسلمانها گذاشته و مجری آن خلفاء آن بزرگوارند اگر خواهی امور دین و دنیای تو تامین گردد سعی کن که سر سوزنی از تعلیمات قرآن و فرمایشات ائمه اطهار تجاوز ننمائی و بمیل و سلیقه خود نه ذره ای کم کنی در دین و نه ذره ای زیاد نمائی.
آیا نمی دانی که دین مثل معجون و دوائی ماند که طبیب و پزشک دستور می دهد که بایستی در تداوی بمقدار معینی و بدون کم و زیاد استعمال شود و اگر سر سوزنی کم و زیاد شود علاوه بر این که بحال مریض سود ندارد ضرر می رساند انبیاء اطباء روحانی اند که در شفای امراض مزمنی که در روح و قلب بشر ریشه دوانیده شفا یابد.
اگر خواهی روحانیت تو کامل گردد و موفقیت پیدا کنی ، پس از آن که شرائط و آداب ظاهر نماز را مراعات نمودی کاری کن که روح و حقیقت نماز را دریابی ، فکر کن تاسیس نماز برای چیست ، آیا غیر از این است که روح و دل تو در نماز متوجه بحق تعالی گردد وقتی چنین کردی قرب و منزلتی در نزد حق تعالی پیدا می کنی و قلب تو را نورانی می گردد آن وقت می فهمی نماز یعنی چه و فائده نماز چیست.
ای خانم کی بتو دستور داده که سر قبر علماء در روز شمع روشن کنی و به ریگ های قبر ریسمان ببندی برای اینکه صاحب قبر حاجت تو را بدهد؟ کجا گفته شده شب یک شنبه و شب چهار شنبه آثار مخصوصی دارد ؟ شب سه شنبه و شب یک شنبه چه فرقی دارد، شب چهار شنبه سوری کدامست،فال گوش چیست؟ در حمام شیخ و آب منجلاب چه خیر و خوبی دیده شده است؟ از کجا فهمیده ای نعل اسب نشانه اقبال است؟ اگر خوب دقت کنی می فهمی تمام این ها عین شرک و بت پرستی است.
زهی نادانی و بی خردی که بهمه چیز متوسل می شوی غیر بحق تعالی در صورتی که معنای ایمان همان عقد قلب و ارتباط واتکال بخداست.
از همه بدتر سحر و جادو و فال گرفتن و چه جنایتها و کارهای ناشایسته ای که در این زمینه از بعضی زنهای نفهم دیده می شود چقدر این طرف و آن طرف می دوند و پول بجادو گر می دهند که بخیال خودشان زبان کسی را ببندند یا میان دو نفر را جدائی بیندازند ، آیا از این کار غیر از شر چه چیز عائد تو شده ، اگر مسلمانی پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله از سحر و جادو نهی فرموده ، و در تعداد گناهان کبیره شمرده می شود و امثال این خرافات بین عوام مخصوصاً بین زنها فراوان است و بناچار از شرح آن خود داری می کنیم.
و تمام آنها از روی نادانی و نقطه ضعف نفس و فقدان ایمان پدید می گردد ، کسی که خدای خود را شناخت و فهمید که تمام امور بید قدرت او انجام می گیرد و تاثیری در چیزی نیست مگر بخواست او در تمام حالات شب و روز ، در حال صحت و مرض ، در حال خوشی و ناخوشی دست نیازمندی بدرگاه بی نیاز او بلند می کنند و بنماز و دعاء و تضرع حاجات خود را از او می خواهد و امید خود را از همه چیز قطع می کند و دل بکرم او می بندد و در طریق تحصیل معرفت و قرب بحق تعالی می کوشد.
بخانم ها توصیه می نمایم عوض آن که وقت خود را صرف خرافات و کارهای بی معنی می کنند چشم دل باز کنید و پس از تهذیب اخلاق در طریق تحصیل معرفت و رضای حق تعالی بکوشید و باین واسطه دل و قلب خود را جلاء دهید.
اگر چه تحصیل معرفت و محبت بحق تعالی و طریق قرب او کار کوچکی نیست و صنف زن بجهاتی ضعیف تر و ناتوان تر از صنف مرد بشمار می رود لکن از آن طرف زن اگر با کمال متانت و استقامت جدیت نماید و در طریق رضای حق بکوشد خداوند زودتر در رحمت را بروی او می گشاید زیرا که بجهاتی راه او بحق نزدیک تر است و این طریق پر پیچ و خم و این راه دور و دراز را بهتر می تواند طی نماید.

اسماء ائمه و تاریخ ولادتشان و وفاتشان

اسماء ائمه و تاریخ ولادتشان و وفاتشان
امام اول علی علیه السلام پسر ابوطالب پسر عمو وداماد پیغمبر صلی الله علیه و آله ، کنیه اش ابوالحسن، لقبش امیرالمومنین ، مادرش فاطمه بنت اسد، روز ولادتش بنابر مشهور سیزدهم رجب در کعبه معظمه متولد گشت  ، روز نصب خلافتش هیجدهم ذی الحجه الحرام در غدیر خم سال دهم هجرت رسول صلی الله علیه و آله وفاتش بیست و یکم شهر رمضان سال چهلم هجرت حضرت رسول صلی الله علیه و آله در  اثر ضربت ابن ملجم ملعون شهید گردید سن شریفش مشهور شصت و سه سال و دو ماه و هفت روز گفته اند در سیزده سالگی اول کسی که از مردها اسلام قبول کرد آن حضرت بود، هیچ وقت ببت سجده نکرد ، همیشه فداکار پیغمبر صلی الله علیه و آله و اسلام بود کرامات بسیار از او ظاهر گردید، قبر شریفش نجف اشرف است.
خصوصیات و امتیازات وکرامات آن سرور عالم زیاد است که در این مختصر محل ذکر آنها نیست.
از جمله خصوصیات او این است که در آیه مباهله آنجا که فرموده ( انفسنا و انفسکم) باتفاق مفسرین بانفس پیغمبر صلی الله علیه و آله یکی بشمار آمد و دیگر از مناقب آن حضرت آن که پیغمبر صلی الله علیه  و آله فرمود: ( انا و علی من نور واحد) در اول خلقت نور من و علی یکی بود، و بعد دو قسمت شد قسمتی در صلب عبدالله و قسمتی در صلب ابوطالب قرار گرفت.
و دیگر تولدش در خانه کعبه، که احدی حتی پیغمبر صلی الله علیه و آله در کعبه متولد نشد، و اول کسی که از مردها به پیغمبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد علی علیه السلام بود، و دیگر آن که بقول رسول اکرم صلی الله علیه و آله او قسمت کننده بهشت و جهنم است ، حامل لوای حمد است ، ساقی حوض کوثر است ، داماد پیغمبر صلی الله علیه و آله است.
و در شجاعت و سخاوت و باقی فضائل بشری بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله اول شخص عالم امکان بشمار می رود، و  مناقب آن سرور بقدری ظاهر و هویداست که محتاج بذکر نیست ، و دانشمندان و بزرگان عالم او را شخص دوم عالم می دانند ، و تمام علماء از خرمن آن بزرگوار خوشه چینی کرده اند.
عدد اولاد آن بزرگوار، بقولی بیست و هفت ، دوازده پسر و پانزده دختر و بقول صحیح تر سی و شش نفر بودند ، هفده پسر و نوزده دختر ، چهار نفر آنها از بطن فاطمه زهرا سلام الله علیها بوجود آمدند ، و محسن در شکم آن حضرت سقط گردید . محمد حنفیه از خوله دختر جعفر بهم رسید ، و عباس و جعفر و عثمان و عبدالله مادرشان ام البنین است ، و هر چهار نفر ایشان در کربلاء شهید شدند.
زنان آن بزرگوار ، می نویسند سوای کنیزان دوازده زن نکاحی داشت بعضی را بتعاقب، وبعضی را باهم ، اول فاطمه زهرا که در حیات او زن دیگر نگرفتند (2) خوله بنت جعفر (3) ام حبیب بنت بیعه (4) لیلی بنت مسعود (5) اسماء بنت عمیس(6) ام مسعود بنت عروه بن مسعود ثقفی (7) بنت ابی العاص که دختر زینب بنت رسول الله صلی الله علیه و آله است و اسم های باقی زنان معلوم نیست. 
و شرح معجزات و کرامات آن حضرت کتاب علی حده می خواهد ، کندن در خیبر ، رد شمس و غیر اینها که از تعدد و شماره بیرون ا ست.
و نصایح و اندرزهای او نیز بسیار است ، از جمله آنها این است که فرموده ( با مردم طوری معاشرت نما که تا زنده ای تو را دوست دارند ، و بر مردن تو گریه کنند).
و نیز فرموده: ( زبان عقل پست قلب او است و قلب احمق پست زبان وی است) عاقل اول فکر می کند و بعد سخن می گوید و آدم احمق فکر نکرده سخن می گوید بعد می فهمد بیجا گفته پشیمان می شود.
و نیز از سخنهای آن بزرگوار است که بپسرش امام حسن علیه السلام توصیه فرموده: ( ای پسر من خودداری نما از دوست گرفتن شخص نادان که می خواهد با تو دوستی کند در عوض از روی نفهمی دشمنی می کند ، و نیز با آدم بخیل رفاقت نینداز که در وقت احتیاج تو دست از رفاقت تو بر می دارد ،و نیز با شخص فاسق دوستی نینداز که دوستی تو را ببهای اندک می فروشد، و نیز دوستی و رفاقت مکن با آدم دروغ گو که دروغ گو مثل سراب است دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان می دهد یعنی تو را در زحمت و مخمصه می اندازد ، و سخن های بزرگ آن بزرگوار بسیار است که بناچار از بیان آن خودداری می نمائیم.
دوم امام حسن مجتبی علیه السلام ، پدرش علی بن ابیطالب علیه السلام ، مادرش فاطمه دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله ، و کنیه اش ابو محمد ، روز ولادتش بقولی سوم شعبان و بنابر مشهور نیمه ماه رمضان بوده سال دوم هجرت ، محل تولدش مدینه منوره ، روز وفاتش بیست و هشتم ماه صفر سال چهل و نهم هجرت مشهور است و بقولی هفتم ماه صفر یا سلخ ماه بوده بزهر جفا شهید گردید ، سن شریفش چهل و هشت سال بوده، قبرش در بقیع است.
معجزات و کرامات بسیار از وجود مبارکش ظاهر گشته و خصوصیات و امتیازات آن جناب بی شمار است.
اول سبطین- اولاد رسول الله صلی الله علیه و آله زیرا که باتفاق شیعه و نسی مقصود از (اولادنا) در آیه مباهله حسن علیه السلام و حسین علیه السلام می باشند.
و یکی از اهل بیتی است که آیه تطهیر درباره آنها نازل گشته « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» .
و یکی از پنج تن آل عبا بشمار می رود ، اولاد بزرگ امیرالمومنین علیه السلام و وصی و خلیفه او ، و از بطن فاطمه زهرا و صدیقه کبری سلام الله علیها بوجود آمده و از پستان عصمت شیر خورده.
در صفت حلم و بردباری معروف آفاق گردیده و یکی از امتیاز آن حضرت بشمار می رفت ،در حسن صوری و معنوی در منتهی درجه کمال بوده ، در جمال و کمال مشهور گردیده بود.
از جور معاویه و تابعین او حتی اصحاب و پیروان خود صدمات بسیار بوجود مبارکش وارد آمد و جفاها کشید و همه را تحمل نمود.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت باو و برادرش حسین علاقه بسیار داشت چنان چه شیعه و سنی می نویسند بسیاری اوقات جای آن ها در دامن پیغمبر صلی الله علیه و آله بلکه سر شانه مبارک آن بزرگ وار بود و می فرمود: ( این ها دو جوانان اهل بهشت می باشند).
و همین طوری که آن جناب در صفت حلم و بردباری افضل از تمام مردم بود در سخاوت نیز سخی ترین اهل زمانش بشمار می رفت و در باقی صفات حمیده نیز از همه افضل بود و بایست همین طور باشد زیرا که در مبحث امامت ثابت شده که امام بایستی در تمام صفات نیک افضل از تمام اهل زمانش باشد ، و گرنه لایق امامت و پیشوائی خلق نمی باشد.
و از سخنان آن بزرگوار است که فرموده: ( هلاکت انسان در سه صفت است : کبر ، حرص، حسد. کبر دین را می برد و فاسد می گرداند ، ابلیس کبر نمود بلعنت الهی گرفتار گردید ، حرص دشمن نفس بشر است ، حرص بود که آدم را از بهشت بیرون کرد ، حسد باعث هر مفسده ای است). قابیل از روی حسد هابیل را کشت. و سخن های بزرگ آن بزرگوار بسیار است.
در عدد اولاد آن حضرت بعضی پانزده پسر و دو دختر گفته اند ، بعضی هفت پسر و چهار دختر گویند ، بعضی بیشتر و بعضی کمتر گفته اند. یکی از پسران آن جناب زید بن حسن است که صاحب کمال و جمال بوده زیدیه او را امام می دانند و سه پسران دیگرش عمر و عبدالله و قاسم در کربلا شهید شدند و عدد زن های او نیز بسیار است.
سوم امام حسین علیه السلام پدرش علی بن ابیطالب علیه السلام ، مادرش فاطمه دختر رسول صلی الله علیه و آله ، کنیه اش ابو عبدالله الحسین ، روز ولادتش بقولی سوم ماه شعبان و بقولی پنجم ماه شعبان و بقولی پنجم ماه ربیع الاول و بقولی آخر ماه ربیع الاول سال سوم یا چهارم هجرت در مدینه متولد شد روز شهادتش دهم محرم  سال شصست و یکم هجرت در سن پنجاه و هفت سالگی یا پنجاه و هشت سالگی شهید گردید محل دفنش کربلا.
و فضائل و مناقب و مصائب آن حضرت بقدری زیاد است که هزاران کتاب در وصف آن نوشته شده ، و یکی از هزار اندکی از بسیار آن را نتوانسته اند شرح و بسط دهند.
آن قهرمان عرصه کربلاء ، آن مجاهد فداکار، آن قربانی راه حق تعالی ، برای روح ایمان و نشر قرآن ، در یاری دین جدش از جان و مال و اولاد و اهل و عیال و اصحاب گذشت، و هستی خود را فدا داد، و در راه حق و حقیقت فانی صرف گردید ( آری این است معنی حقیقی فناء فی الله ) تا آن که علم اسلام را ثانیاً بلند نمود ، و تمام مسلیمن را رهین منت خود گردانید.
و برای خلاص نمودن اساس اسلام از تسلط بنی امیه غیرت محمدی صلی الله علیه و آله، و شجاعت اسداللهی ، در ذات حسنی هویدا گردید ، و از طریق مظلومیت اساس بنی امیه را بر هم زد.
در فداکاری و جان بازی کاری کرد که چشم روزگار را خیره نمود در تمام نقاط عالم باسم مبارکش احترام می گذارند ، و او را بشجاعت و دلاوری ستایش می نمایند.
و معجزات و کراماتی که از آن زبده عالم، چه در مدینه و چه در کربلاء حتی کراماتی که از سر مبارکش ظاهر گشته بسیار است که در مجلدات ثبت و ضبط نموده اند.
و خصوصیات و امتیازات آن بزرگوار نیز بسیار است ، دوم سبطین، اولاد رسول الله صلی الله علیه و آله ، یکی از پنج تن آل عبا، یکی از کسانی که آیه تطهیر درباره آنها نازل گشته.
شجاعت مصطفی صلی الله علیه و آله و مرتضی علیه السلام هر دو را دارا بود ، زور و بازوی یداللهی او بقدری بود که می نویسند در عرصه کربلا با لب تشنه یکه و تنها ، یک هزار و نهصد و چند نفر کشته و بجهنم فرستاد.
خداوند در خاک او شفاء قرار داده و دعاء در قبه حسینی رد نمی شود ، زیارت قبر شریفش معادل هزار حج و هزار عمره مقبوله بلکه زیادتر می باشد.
در حدیث است که پیغمبر صلی الله علیه و آله اشاره نمود بحسین علیه السلام و فرمود: این امام و پسر امام و برادر امام و پدر نه امام است ، نهم آنها قائم آنهاست.
عدد اولاد آن حضرت بقولی چهار پسر و دو دختر و بقولی شش پسر و دو دختر و بقول صحیح تر شش پسر و چهار دختر.
عدد زنهای آن بزرگوار پنج زن نکاحی غیر از کنیزان داشت: 1- ام لیلی مادر علی اکبر 2- شهربانو دختر یزدجرد پادشاه عجم مادر امام زین العابدین علیه السلام 3- رباب مادر علی اصغر و سکینه 4- ام اسحق بنت طلحه بن عبدالله 5- قضاعه نام پدرش معلوم نیست.
امام چهارم علی بن الحسین علیه السلام، کنیه اش ابومحمد ، لقبش زین العابدین ، پدرش حسین بن علی علیه السلام ، مادرش بنابر مشهور شهربانو دختر یزدجرد پادشاه عجم ، روز ولادتش بقولی پانزدهم جمادی الثانی و بقولی یازدهم شهر رجب و بقولی پنجم ماه شعبان در سال سی و هشتم یا سی و ششم از هجرت تولد یافت ، سن شریفش پنجاه و هفت سال یا پنجاه و هشت سال بوده  و عبدالملک او را مسموم نمودند قبر مبارکش در بقیع است.
اگر تمام مصائب و آلام دنیا را در یک جا جمع کنند مساوی با کوچک تر مصیبت امام سجاد علیه السلام نمی شود ، واقعه کربلاء شهادت شهداء اسیری خود و دختران پیغمبر صلی الله علیه و آله توهین دشمنان، شماتت اعداء ، مصائب آن بزرگوار بقدری است که زبان از گفتن عاجز و قلم از نوشتن قاصر است.
 و معجزات و کرامات بسیار از آن وجود مبارک ظاهر گشته که در کتب شیعه و سنی ضبط است.
و خصوصیات آن سرور نیز بسیار است ، از جمله صحیفه کامله که منسوب بوی است ، و مشتمل بر علوم و معارف بسیار و در مقام دعاء ومناجات قاضی الحاجات است ، و آن را (عروه الوثقی) شیعیان می نامند.
و چون زمان تقیه بود ،بیشتر علوم و معارف از طریق بندگی را بتوسط دعاء بشیعیان خود تعلیم می فرمود و گریه و مناجات او در شب و روز بقدری بوود که در تعداد یکی از گریه کنندگان عالم بشمار می رود. و بقدری سجده نمود که (بسید الساجدین) ملب گردید و باندازه ای عبادت نمود که (زین العابدینش) نامیدند.
و در عدد اولاد آن حضرت اختلاف است ، در جنات الخلود گفته: بقولی هفت پسر و نه دختر و بقولی دوازده پسر و چهار دختر و بقولی هفت پسر و بقولی یازده پسر ، و بقول دیگر یازده پسر و پنج دختر بودند: 1- امام محمد باقر علیه السلام  2- زید 3- عمر 4- عبدالله 5- حسن 6- حسین اکبر 7- حسین اصغر 8- عبدالرحمن 9- سلیمان 10- محمد اصغر 11- علی اصغر  و از دخترها ، خدیجه ،فاطمه، ام کلثوم و باقی معلوم نیست.
و از سخنان سودمند اوست که فرموده: ( از پنج کس حذر کن و با وی رفاقت و دوستی نینداز ، اول خودداری کن از مصاحبت و رفاقت با آدم دروغ گو که دروغگو مثل سراب است که دور را نزدیک نشان می دهد و نزدیک را دور.
دوم: خودداری نما از معاشرت نمودن با آدم فاسق زیرا فاسق دوستی تو را بلقمه ای یا کمتر می فروشد.
سوم:  رفاقت و دوستی نینداز با آدم بخیل زیرا که تو را محتاج و فقیر می گرداند، چهارم: خودداری نما از معاشرت با آدم احمق زیرا احمق و نادان می خواهد به تو نفع رساند در عوض از روی نفهمی بتو ضرر می رساند ، پنجم: معاشرت منما با کسی که قطع رحم می کند و با خویشاوندان خود دوستی و همراهی نمی کند زیرا یافته ام در کتاب الله همچه کسی ملعونست.
و نیز از سخنان اوست که فرموده: کمال معرفت و دین مسلم در چند چیز است: 1- ترک کردن کلامی که فائده برای دین یا دنیای وی ندارد 2- خودداری نمودن از خصومت و نزاع 3- صبر و حلم نمودن در ناملایمات روزگار 4- حسن خلق.
امام پنجم محمد بن علی علیه السلام کنیه اش ابوجعفر، لقبش باقر علوم ، پدرش علی بن الحسین علیه السلام، مادرش ام عبدالله بنت الحسین و حضرت باقر  از طرف پدر و مادر هر دو علوی بوده در سال پنجاه و هفتم یا پنجاه و هشتم از هجرت در مدینه متولد شد ، عمر شریفش پنجاه و هفت سال و بقولی پنجاه و هشت سال و بقولی پنجاه و نه سال بوده، وفاتش هفتم ذی الحجه و بقولی در ماه ربیع الاول و بقولی در ماه ربیع الثانی در مدینه بزهر جفا شهید گشت.
و معجزات و کرامات بسیار از آن حضرت نقل می نمایند که در کتب اخبار ضبط و ثبت گردیده.
و خصوصیات و امتیازات و القاب او نیز زیاد است او را باقر علوم گویند یعنی شکافنده علمها ، و نیز القاب دیگر دارد مثل ذاکر ، شاکر ، هادی، صابر ، جامع، حاضر و غیر اینها که دلالت می کند بر زیادتی علم و کمال او و اینکه در تمام کمالات افضلیت دارد بر تمام خلق.
در عدد اولاد آن بزرگوار خلافست ، بقولی چهار پسر و دو دختر ، بقولی سه د ختر و بقول صحیح تر پنج پسر و دو دختر داشت: 1- حضرت امام جعفر صادق علیه السلام 2- عبدالله که هر دو از یک مادر بودند 3- ابراهیم 4- عبدالله که آنها نیز از یک مادر بودند 5- علی 6- زینب از یک مادرند 7- ام سلمه مادرش معلوم نیست.
زنهای آن جناب سوای کنیزان خاصه دو زن نکاحی داشت ، یکی ام فرده بنت قاسم بن محمد مادر امام جعفر صادق و عبدالله بود ، دوم ابن حکم مادر ابراهیم و عبدالله.
و از سخنان سودمند آن جناب این است که فرموده: هیچ عبادتی بهتر از نگاهداشتن شکم و فرج از حرام نیست و هیچ چیز نزد خداوند دوست تر از سئوال کردن از او نیست و بهترین اعمال نیکی کردنست و هیچ چیز نزدیک تر بعقوبت از بد کردن نیست ،و بدترین عیوب اینست که در عیوب خود کور و در عیب مردم هوشیار باشی، و مردم  را امر کنی بکاری که خود نکنی ، و نهی نمائی بچیزی که خود ترک ننمائی و همنشینان خود را آزار نمائی بسخن ها و کارهای بی فائده.
و نیز از سخنان آن بزرگوار است که توصیه می فرماید بجابر بپنج چیز:
1- اگر کسی بتو ظلم نمود تو بوی ظلم مکن 2- اگر کسی بتو خیانت نمود تو باو خیانت مکن 3- اگر کسی تو را تکذیب نمود بغضب نیا 4- اگر کسی تعریف از تو نمود خوشحال مشو  5- اگر کسی مذمت تو را نمود جزع مکن و فکر کن در آنچه درباره تو گفته شده اگر صحیح است بدان غضب حق تعالی بر تو بزرگتر است از آنکه در نظر مردم بیقدر باشی ، و اگر مردم بتو افترا زدند و در ت نبوده آنچه درباره تو گفته اند ثوابی برای تو می باشد بدون اینکه زحمتی کشیده باشی.
امام ششم جعفر بن محمد علیه السلام، کنیه اش ابوعبدالله ، لقبش صادق ، پدرش امام محمد باقر علیه السلام، مادرش قرینه، کنیه مادرش ام فروه، ولادتش در مدینه در هفدهم ربیع الاول در سنه 83 یا 80 واقع شده، بعلت سمی بوده که منصور خلیفه باو داده بود ، وفااتش بقولی بیست و پنجم شوال و بقولی بیست و پنجم ماه رجب عمر شریفش مشهور شصت و پنج سال و بعضی شصت و چهار گفته اند ، محل دفنش بقیع.
فضائل و مناقب امام جعفر صادق علیه السلام بقدری زیاد است که زبان از وصف آن عاجز و قلم از تحریر آن قاصر است.
اسم مبارکش و لقب شریفش دلالت دارد بر فضائل و مناقبش، زیرا جعفر نام نهر جاری است ، و فیضان علوم و معارف از آن سرور مثل نهر جاری سیران داشت ، صادق و مصدق ، راست گفتار و درست کردار ، حلیم و بردبار، رقیق القلب و ترحم کننده بر بیچارگان ،فاضل و حکیم و زاهد.
خلاصه در تمام صفات حمیده و فضائل نفسانیه از تمام مردم برتری داشت ، نشر علوم و احکام و معارف از آن وجود شریف ناشی گردیده ، زیرا که در عصر دولت بنی مروان منقرض گردید، و دولت بنی عباس بنام تشیع ظاهر شد، این بود که بنی عباس بآن حضرت احترام می کردند و در نتیجه زمینه برای نشر علوم اندازه ای باز شد.
و اصحاب و یاران و راویان ن جناب را بچهار هزار و سیصد و چند نفر شمرده اند.
دانشمندان و فضلاء در مجلس موعظه و درس آن جناب حاضر می شدند و از آن وجود مبارک تعلیم می گرفتند و علم می آموختند و مذهب شیعه بوجود او رونق گرفت ، این است که اثنی عشریه را جعفری مذهب گویند.
با طبیعیین و مادیین  بسیار مجادله می فرمود و آنها را مجاب می نمود بطوری که بسیاری از آنها اسلام اختیار می نمودند.
فضائل و مناقب آن بزرگوار بقدری بوده که بشمار نمی آید و دوست و دشمن با فضیلت و اعتراف دارند.
در کتاب جنات الخلود روایت از خود آن حضرت است که فرموده: نزد ما اهل بیت است علم بآن چه از اول عالم واقع شده و آنچه تا آخر عالم واقع می گردد و علوم ومعارف در قلب ما الهام می شود و ما کلام ملائکه را می شنویم و شخص او را نمی بینیم و نزد ما است جفر احمر و جفر ابیض ، جفر احمر ظرفی است که اسلحه رسول الله در وی است، و در نزد هر کس از ما باشد امامت تفویض باو است یعنی او امامست و هرگز بیرون نمی آید تا قیام قائم اهل بیت و جفر ابیض ظرفی است که تورات موسی علیه السلام و انجیل عیسی علیه السلام و زبور داوود علیه السلام و صحف ابراهیم علیه السلام و سایر کتب سماویه در آن ضبط است و نرد ما است صحف فاطمه سلام الله علیها و در آن نوشته است هر چه حادث می شود تا قیامت از نام های کسانی که پادشاهی خواهند نمود ، و نزد ما است جامعه و آن کتابی است که طول او هفتاد زراع است که بخط علی علیه السلام و املاء رسول الله صلی الله علیه و آله نوشته شده و تمام حدود و احکام و آن چه مردم محتاج باو می باشند در آن ثبت است.
از هشام بن حکم که یکی از بزرگان اصحابش بود نقل می نمایند که گفت از ابی عبدالله حعفر بن محمد صلی الله علیه و آله در یک مجلس پانصد مطلب راجع بعلم کلام سئوال نمودم حضرت از همه آنها جواب کافی فرموده ، از روی تعجب گفتم: قربانت ، البته برای امام لازم است علم قرآن و علم احکام ، اما علم بامثال این علوم چه لزوم دارد، فرمود: آیا گمان می کنی خداوند کسی را حجت گرداند بر خلق و نزد او نباشد علومی که مردم محتاج باو باشند.
عدد اولاد آن بزرگوار بقولی فقط هفت پسر داشت ؛ و بقول صحیح تر هفت پسر و سه دختر داشت:

اسماعیل که اسماعیلیه او را امام می دانند در صورتی که اسماعیل در زمان حیات خود امام جعفر صادق علیه السلام از دنیا رفت و اسماعیلیه دو فرقه اند : یک فرقه او را زنده و امام زمان می دانند ، و فرقه دیگر قائل بفوت او و پسر او را امام می دانند.

2- موسی بن جعفر علیه السلام 3- عبدالله افطح 4- اسحق 5- محمد 6- عباس 7- علی ، دختران آن حضرت ام فروه فاطمه، نام دختر دیگر معلوم نیست.
زنان او دو زن نکاحی داشت و چند زن از اسراء ، و از سخنان سودمند اوست که در بحار از هشام بن سالم چنین نقل می نماید که گفت: شنیدم ابا عبدالله علیه السلام بحمران می فرمود: ای حمران همیشه باشخاصی نظر نما که در مقدرات پست تر از تواند، و نظر مکن بکسانی که از تو بالاترند( یعنی همیشه بزیر دست خود نظر کن)تا آن که قانع گردی بآن چه قسمت تو شده و لایق زیادتر گردی و بدان عمل کمی که از روی یقین باشد بهتر است از عمل بسیاری که از روی یقین نباشد و بدان که نیست ورعی که نافع تر باشد از اجتناب نمودن از آن چه خداوند حرام فرموده و خودداری نمودن از اذیت مومن و ترک نمودن غیبت آنها و عیشی خوشتر از خوش خلقی نیست ومالی نافع تر نیست از قناعت بکم، و جهل و نادانی نیست که ضررش زیادتر باشد از عجب بنفس.
امام هفتم  موسی بن جعفر علیه السلام لقبش کاظم، کنیتش ابوالحسن و ابو ابراهیم نیز گفته اند، پدرش جعفر بن محمد علیه السلام ، مادرش حمیده بربریه از اسراء بربر بوده ، نامش فاطمه صاحب جمال و کمال و در علم و دانش مقام بلندی داشته ، تولدش در ماه صفر در سنه 108 و بقولی 128 بعد از هجرت بوده، عمر شریفش پنجاه و چهار سال و بقولی پنجاه و پنج و بقولی شصت و پنج سال بوده ، هارون الرشید در حبس او را بزهر شهید کرد و در کاظمین مدفون است.
آن امام مظلوم از دشمنان دین بسیار جفا کشید ، و از بنی عباس مثل هادی و مهدی و هارون الرشید ستم های زیاد بآن حضرت نمودند، و آن وجود شریف را چند دفعه در حبس زجر دادند و همه را بردباری و تحمل نمود ، و بقدری صبر نمود که اختصاص پیدا نمود بصفت حمیده (کظم غیظ) این بود که او را کاظم لقب نمودند یعنی فرو برنده خشم و غضب.
فضائل و کرامات بسیار از آن وجود مبارک ظاهر گردیده چنان چه اهل تاریخ از سنی ها کرامات زیادی از آن بزرگوار نقل نموده اند و کتاب های بسیار در فضائل او نوشته شده.
و اصحاب و یاران آن حضرت بسیار بودند لکن از دشمنان تقیه می نمودند و معجزات و کرامات بسیار از آن وجود مبارک ظاهر گردید که در کتب شیعه و سنی ثبت و ضبط گردیده.
و از سخنان سودممند آن حضرت که در ضمن توصیه مفصلی که بهشام فرموده این است که: لقمان بپسر خود گفت: ای پسر من دنیا دریای عمیق است که در وی غرق شده عالم بسیار و کشتی که تو را از غرق نجات دهد تقوی است ، و طناب آن کشتی ایمان است ، و شراع آن کشتی توکل است و قوام آن کشتی بعقل است ، و راه نمای آن کشتی علم است ، و سکنه آن صبر است.(33)
ای هشام برای هر چیزی دلیلی است و دلیل عقل فکر است، و دلیل فکر سکوت است ، و برای هر چیزی پیشنهادی است و پیش رو عقل تواضع است و در جهل و نادانی تو همین بس که ترک نکنی آنچه را که نهی گردیده شده ای از آن ، ای هشام اگر در دست تو گردوئی باشد و مردم او را لؤلؤ و جواهر بدانند نفعی بحال تو ندارد زیرا تو می دانی آن گردوئی است و بعکس اگر در دست تو لولو و جواهر باشد و مردم گمان کنند گردوئی است ضرری بحال تو ندارد زیرا تو می دانی دارای جواهر می باشی تا آخر حدیث که خیلی مفصل و منطوی بر کلمات حکمت آمیز است.
عدد اولاد آن حضرت در جنات الخلود است هیجده پسر و نوزده دختر بودند:

امام رضا علیه السلام 2- ابراهیم که در منتهی حسن و کرم بود 3- عباس 4- قاسم این چهار نفر از کنیز بودند 5- اسماعیل 6- جعفر 7- هارون 8- حسن ، این چهار نفر نیز از کنیز بودند 9- احمد که بکرم و جلالت و عبادت امتیاز داشت و در شیراز مدفون است و بقولی همان شاه چراغ است که در شیراز معروف است. 10- محمد 11- حمزه 12- عبدالله 13- اسحق 14- زید 15- حسن 16- فضل 17- سلیمان اینها از چند مادر بودند دختران نیز بسیار بودند فاطمه کبری ، فاطمه صغری ، رقیه، حکیمه و باقی آنها که نوزده نفر بودند.

عدد زن های آن حضرت ، زن نکاحی نداشت همه اولاد آن جناب از کنیزان بودند و نام ایشان معلوم نیست.
امام هشتم علی بن موسی علیه السلام ، کنیه اش ابوالحسن ثانی، لقبش رضا ، پدرش موسی بن جعفر علیه السلام ، مادرش از اسرای نوبه او را طاهره نام گذاردند و عالمه و فاضله و عابده عصر بوده ، ولادتش پانزدهم یا یازدهم شهر ذی القعده یا ذی الحجه 148 یا 153 بعد از هجرت در مدینه متولد گشت، سن شریفش مشهور پنجاه و پنج سال گفته اند و بقولی پنجاه و یک سال و بقول دیگر چهل و نه سال و چند ماه و در ایام حیاتش معجزه و کرامات بسیار از وجود مبارکش ظاهر می گشت و محل دفنش در چهار فرسخی طوس که مقبره هارون الرشید بوده و امروزه اثری از قبر او پیدا نیست و محل زیارتگاه شیعیان است، مامون او را بزهر جفا شهید گردانید.
خصوصیات و امتیازات آن بزرگوار بسیار است و لقب مشهورش رضا و رضی است ، . ملقب برضا گردید برای آن که در مرتبه رضا که بالاترین صفات حمیده و مقام مقربین است در منتهی درجه کمال بوده و آن امام غریب مظلوم از ظالمین بسیار جفا کشید و همه را تحمل نمود و بتقدیرات الهی راضی بود.
و از سخنان سودمند او است که فرموده: مومن ایمانش کامل نیست مگر وقتی که در وی سه صفت باشد یکی از حق تعالی ، و یکی از پیغمبر صلی الله علیه و آله و یکی از امام علیه السلام، اما صفت حق تعالی کتمان سر (یعنی سر کسی را فاش ننماید) ، اما از پیغمبر صلی الله علیه و آله با مردم مدارا نماید ، از امام در سختی ها و ناملایمات دنیا صبر نماید و بردبار باشد.
و از سخنان او است: عبادت بزیادتی نماز و روزه نیست بلکه عبادت بسیار تفکر و تدبر کردن در مخلوقات خدا و اوامر او می باشد.
و معجزات و کرامات بسیار آن سرور بسیار است ، و از تمام ائمه علیه السلام زیادتر کرامت از آن وجود شریف ظاهر گردید، و نشر علوم و حکمت در زمان او بمنتهی درجه کمال رسید، زیرا مامون عباسی که ر آن زمان خلیفه بود اظهار تشیع نمود و اعتراف کرد که خلافت حق امام رضا و آباء کرام اوست نه حق بنی امیه و بنی عباس ، این بود که امام رضا علیه السلام مجال وسیعی پیدا نمود برای نشر علوم و حکمت، و نیز در آن زمان کتب حکمت حکماء یونانی بعربی ترجمه شده بود ، و شبهات و اشکالاتی بین دانشمندان بمیان آمده بود که احدی غیر از امام که خزینه علوم پیغمبر صلی الله علیه و آله شبهات را مطابق دین جدش پیغمبر صلی الله علیه و آله ببیان واضح جواب می فرمود و حقیقت و سر مطالب را بمردم می فهمانید.
و بقدری علوم ومعارف از آن وجود مبارک هویدا و ظاهر گردید که تمام دانشمندان آن زمان اعتراف بافضلیت و امامتش نمودند ، و نیز تمام مورخین از شیعه و سنی فضائل و کرامات او را ضبط نموده اند.
عدد اولاد آن بزرگوار: بقولی فرزند منحصر بیک پسر بود و او امام محمد تقی علیه السلام است ، و بقولی سه پسر داشت و بقولی شش پسر و بقول صحیح تر پنج پسر و یک دختر.
و زن های آن حضرت دو زن نکاحی داشت ، یکی ام حبیبه دختر مامون الرشید و اسم زن دیگر معلوم نیست.
 امام نهم محمد بن علی علیه السلام ، کنیه اش ابوجعفر ثانی، لقبش تقی الجواد، پدرش علی بن موسی الرضا، مادرش ام ولد و شبکیه خیزران نامیده شده و از اهل بیت ماریه قبطیه بود و از زنان برجسته عالم بشمار می رفت، تولدش دهم ماه رجب  و بقولی سیزدهم یا هجدهم یا دوازدهم ماه رمضان سنه ولادتش 195 هجری قمری در مدینه متولد شد، سن مبارکش بنا بر مشهور بیست و پنج سال و دو ماه و هیجده روز گفته اند و در پشت سر جدش امام موسی بن جعفر علیه السلام در کاظمین مدفونست و بتوسط معتصم عباسی یا زن آن حضرت مسموم گردید.
فضائل و کرامات آن بزرگوار بسیار است ، و خلافت و وصایت از پدرش امام رضا علیه السلام باو منتقل گردید ، و نه ساله بود که پدرش امام رضا علیه السلام شهید گردید، و در همان سن کودکی کرامات و معجزات محیر العقول از وجود مبارکش ظاهر گردید ، و بزرگان شیعه از اطراف بخدمتش می رسیدند و اخذ مسائل مشکله می نمودند، چنین نقل می نمایند که در یک روز سی هزار مسئله مشکل از حضرتش سئوال نمود و همه جواب کافی بیان فرمود.
و در زمان خلافتش از معتصم عباسی جفاهای بسیار کشید و نگذاشتند امرار حیات نماید این بود که در سن جوانی آن حضرت را شهید نمودند(الا لعنه الله علی القوم الظالمین).
و آن حضرت باعتبار امتیازات و خصوصیاتی که در وجود مبارکش بود چند لقب داشت، تقی که مشهورترین القاب او است ، او را تقی گفتند زیرا که تقوی و پرهیزکاری او در منتهی درجه کمال بود ، و دیگر از صفات برجسته او جود و بخشش بود باین اعتبار او را جواد گفتند ، و نیز لقب های دیگر باعتبار صفات حمیده اش دارد.
عدد اولاد آن جناب بقولی دو پسر و پنج دختر و بقول صحیح تر دو پسر و دو دختر داشت. پسران آن حضرت یکی علی بن محمد علیه السلام امام علی النقی امام دهم شیعیان و دیگر موسی و دختران یکی فاطمه و دیگر امامه است.
زن های آن حضرت سوای کنیزان یک زن نکاحی داشت و او ام الفضل دختر مامون الرشید بود که مامون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام او را طلبید و دختر خود را باو عقد بست.
و از سخنان سودمند اوست که در ضمن حدیثی فرموده: (34) کسی که بدون علم عمل کند فساد او زیادتر می گردد از اصلاح او ، و کسی که بقلب رو کند بحق نزدیک تر می گردد باو از کسی که بدن خود را بزحمت بیندازد درعبادت ، و کسی که پیروی نماید شهوات و هوای نفس خود را ، دشمنان خود را بآرزوی خودشان می رساند ، یعنی کسی که بدل خواه خود عمل کند در مهلکه می افتد و دشمنان او خوشحال می شوند و فرمود : کسی که با مردم مدارا ننماید در زحمت و مهلکه می افتد تا آخر کلامه الشریف.
امام دهم علی بن محمد علیه السلام ، کنیه اش ابوالحسن ثالث ، لقبش الهادی، النقی ، پدرش امام محمد تقی علیه السلام ، مادرش از اسراء بود سوسن نام داشت و بقولی وی را سمانه می گفتند و در منتهی جمال و کمال صوری و معنوی بود در زهد و تقوی نظیر نداشت، ولادتش مشهور دوم ماه رجب گفته اند و بقولی پنجم و بقولی سیزدهم ماه رجب بوده و بقولی نیز دهم ذی الحجه و بقولی هفدهم آن و بقولی نیمه ماه جمادی الاخر در سنه 214 هجری قمری در موضعی از حوالی مدینه متولد شد ، سن شریفش چهل و دو سال و بقولی چهل و یک سال و شش ماه و بقولی چهل سال بوده ، وفاتش بیست و ششم جمادی الاخر و بقولی دوم ماه رجب و بقولی پنجم یا سیزدهم آن سنه 250 واقع گردید و بزهر جفا او را شهید نمودند و در سر من رای در منزل مسکونی خود مدفون است.
 و کرامات و فضائل و خصوصیات آن بزرگوار نیز بسیار است ، از روایات معلوم می شود در موقع وفات پدر بزرگوارش هفت ساله بوده ، و با این صغر سن بقدری کرامت و علم و فضل از آن وجود مبارک ظاهر گردیده و بروز ظهور نموده که بغیر از انبیاء و اولیاء از کسی ممکن نیست ظاهر گردد.
و از سخنان سودمند او که در بحار مجلسی نقل می نماید این است که فرموده: هر کس از خدا بترسد همه کس از وی می ترسد ، هر کس اطاعت خدا کند همه او را اطاعت می نمایند، و فرمود: کسی که اطاعت کند خالق را باک ندارد از سخط و غضب مخلوق، و کسی که اطاعت نماید مخلوق را و خدا را بغضب آورد پس یقین داشته باشد که خداوند مخلوق را بر وی مسلط می گرداند (یعنی او را بسخط و غضب آنها گرفتار می نماید). و فرمود نمی توان خالق را توصیف نمود مگر بآن چه خودش خود را معرفی نموده و چگونه می توان توصیف نمود خالقی که حواس عاجزند از ادراک وجودش ، و وهم و پندارها قاصرند از شناسائی کوچک تر اوصافش، و ممکن نیست چشمها باو احاطه نماید.(35)
بزرگتر است از آنچه وصف نموده اند او را وصف کنندگان و عالی تر است از آنچه تعریف نموده اند او را تعریف کنندگان ، بهمه چیز دور است در عین نزدیکی بآن و نزدیک است بهر چیزی در عین دوری از آن تا آخر حدیث که خیلی مفصل است.
عدد اولاد آن حضرت بقولی سه پسر و یک دختر و بقول صحیح تر چهار پسر داشت:
1- امام حسن عسکری علیه السلام 2- حسین 3- محمد 4- جعفر کذاب ، که می نویسد با آن که در منتهی درجه فسق بود بعد  از پدرش ادعای امامت نمود و با امام حسن عسکری علیه السلام مجادله می نمود و مردم با بجبر بامامت خود دعوت می نمود و بعد از برادرش امام حسن عسکری علیه السلام نیز مدعی امامت و جانشینی او بود.
اما زنان آن حضرت چون در یک جا مسکن نمی گرفت همه از اسراء بودند و زن نکاحی نداشت.
امام یازدهم حسن بن علی علیه السلام ، کنیه اش ابو محمد ، لقبش الزکی العسکری ، پدرش اما علی النقی ، مادرش اگر چه از اسراء بود لکن از زن های بزرگ عالم بشمار می رفت و گویند پادشاه زاده بوده و برای او چند نام گفته شده: حدیثه مسماه بحرینیه و حضرت عسکری چهارم ماه ربیع الثانی یا هشتم یا دهم از آن یا دهم ماه رمضان در سنه 231 یا 233 هجری قمری در مدینه متولد شد ، سن مبارکش مشهور بیست و هفت و بیست و هشت سال گفته اند و بعلت زهری که بآن حضرت خورانیدند شهید گردید و در سر من رای در منزل خود پهلوی پدر بزرگوارش مدفون است.
معجزات و کرامات و فضائل و مناقب آن بزرگوار مثل آباء کرامش بسیار بوده چندین معجزه از آن وجود مبارک نقل می نمایند و در کتب ضبط نموده اند.
و اصحاب و یارانش نیز بسیار بوده اند و پنج لقب برای آن حضرت گفته اند:
اول: زکی از جهت تزکیه نفس مبارکش بزکی ملقب گردید.
دوم: خالص چون در تمام امور خلوص نیت داشت ملقب بخالص گردید.
سوم: سراج چون ایمان بوجود مبارکش روشن بود او را سراج یعنی چراغ لقب نهادند.
چهارم: هادی زیرا هدایت کننده و رهنمای مردم بود.
پنجم: عسکری  و او را عسکری گفتند برای آن که از جور خلفای عباسی آن حضرت را در میان قشون توقیف می نمودند و خلفای عباسی اگر چه بظاهر بآن حضرت احترام می گذاشتند لکن در باطن بی اندازه از جور آنها در شکنجه و آزار بود بطوری که از پشت پرده با شیعیان خود صحبت می نمود.
و در فضیلت او همین بس که اولادی از آن وجود مبارک ظاهر گردید که عالم را بنور علم و دانشش منور می گرداند و زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.
اولاد آن بزرگوار : گویند اولاد او منحصر بود بیک پسر و او مهدی محمد بن حسن است که منتظر قدوم مبارکش می باشیم و غیر از نرجس خاتون که ازاسراء بود و مادر امام حجت بود زن دیگری نداشت.
امام دوازدهم محمد بن حسن علیه السلام مهدی صاحب العصر و الزمان اسم مبارکش اسم پیغمبر ( م ح م د) و کنیه اش کنیه پیغمبر صلی الله علیه و آله ابوالقاسم و ابوعبدالله یعنی یک صد و هشتاد و دو اسم برای آن حضرت گفته اند و القاب او نیز بسیار است و او همان کسی است که پیغمبر صلی ا لله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام خبر داده اند که وقتی فسق و کفر عالم را فرا گرفت از پس پرده غیبت ظاهر می گردد و جامعه را اصلاح می نماید و عالم را روی پایه عدل استوار می گرداند و دین حق و سلطنت حقیقی محمدی صلی الله علیه و آله در آن وقت عالم را فرا می گیرد و پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام آنچه قلبل از ظهور آن حضرت از فسق و فجور و هرج و مرج و باقی اموری که فعلاً بسیاری از آن را مشاهده می نمائیم و آنچه هنگام ظهور پدید می گردد تمام را بتفصیل بیان فرموده اند کسانی که درک آن زمان را بنمایند بهمان علامات بخوبی او را می شناسند.
معجزات و کرامات بسیاری قبل از غیبت از آن بزرگوار ظاهر گردیده و حین ظهورش نیز ظاهر می گردد.
و خصوصیات و امتیازات آن سرور نیز بسیار است ، طول عمر که اقرار بر آن ندارد مگر مومنی که قلبش مطمئن باشد بایمان و دیگر از خصوصیات او زیادتی عمر بدن مبارکش تغییر نمی کند و همیشه بسن آدم چهل ساله می ماند.
و دیگر ظهور دولت محمدی صلی الله علیه و آله و رواج شریعت اسلام بدست او می شود و پیغمبران مثل حضرت عیسی و خضر و ادریس علیهم السلام در نماز باو اقتداء می نمایند.
گنج های زمین برای آن حضرت ظاهر می گردد، بین مردم حکم بباطن می نماید، کفر و ظلم را از میان مردم بر می دارد امتیازات او بسیار است و آن سرور عالم در سن کودکی از شر دشمنان در همان سرداب که در منزل خود در سرمن رای بود غیبت فرمود، و نواب خاصی داشت یکی بعد از دیگری که عرایض شیعیان را بخدمت آن حضرت می رسانیدند و جواب می فرمود پس از آن غیبت کبری نمود تا وقتی که باذن حق تعالی ظاهر گردد.
علامت ظهورش بعض علاماتی است که زودتر ظاهر می گردد که بسیاری از آنها فعلا نمودار گردیده و همه می بینیم ، مثل این که فرمود: از قرآن نمی ماند مگر رسمی، از دین نمی ماند مگر اسمی ، بی عفتی و بی دینی شایع می گردد ، در نظر مردم کار قبیح نیکو می نماید و کار نیک قبیح ، کفر سراسر عالم را می گیرد و بسیارچیزهای دیگر مختصر نمودیم.
و بعض علاماتی است که نزدیک ظهورش پدید می گردد و آن نیز بسیار است در کتاب جنات الخلود چند علامت نوشته ، خروج سفیانی ، اختلاف بنی عباس در ملک، کسوف خورشید و خسوف ماه در غیر وقت،فرو رفتن بعض ولایات بزمین، قتل نفس در کوفه ، هفتاد نفر کشته شدن در کوفه ، کشته شدن مرد هاشمی بین رکن و مقام ، خراب شدن دیوار مسجد کوفه، پیدا شدن سپاه از خراسان ، خروج یمانی ، ظهور مغربی بمصر، ظهور ستاره روشن در مشرق و کج شدن آن بطوری که دو سرش بهوا برسد ، پیدا شدن سرخی در آسمان ، پیدا شدن آتش در هوا در سه روز یا هفت روز ، زیادتی عرب بر همه طوایف، خرابی مصر و شام آمدن شط فرات بکوچه های کوفه ، دوازده نفر از اولاد ابی طالب ادعای امامت می نمایند، شصت نفر کذاب ادعای نبوت می کنند، زلزله شدیدی می شود که بسیاری از مردم بزمین فرو می روند ، مردم بی سبب بسیار می میرند ، نقص در اموال و کمی ربح در تجارت ، و بعضی مردم مسخ می شوند بصورت بوزینه و  خوک ، در چشمه آفتاب صورتی ظاهر می گردد که سر و سینه اش نمایان است ، جمعی از مردگان نزده می گردند ، در ماه جمادی الاخر و دو روز از رجب بیست و یک مرتبه باران می آید ، طلوع آفتاب از مغرب (شاید مقصود از طلوع آفتاب از مغرب ظهور امام قائم باشد از طرف مغرب).
و بسیار علاماتی که در یک هزار و سیصد و هفتاد سال قبل پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین خبر داده اند، و فعلاً برأی العین می بینیم که بسیاری از آن علامت ها ظاهر گردیده ، و امیدواریم بزودی وجود مبارکش از پس پرده غیبت هویدا گردد ، و عالم را بنور وجود خود روشن گرداند.
ولی چه می شود کرد ، درست همان است که در کلام مجید فرموده : « صم بکم عمی فهم لا یعقلون» مردم اینها را می بینند لکن گنگ و کر و کورند و نمی فهمند.
فضائل و خصوصیات امام زمان ما بسیار است که در کتب شیعه و سنی نقل شده ، و چون بنابر اختصار است بناچار از بیان آن خودداری می نمائیم.
و چون حدیث ( من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه) که پیغمبر اکرم فرموده: کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد مرده است مردن ایام جاهلیت و آن زمان قبل از اسلام بوده ، که مردم همه بت پرست بودند ، و این حدیث اتفاقی بین شیعه و سنی است و احدی از مسلمین انکار ننموده ، و نیز اتفاقی بین شیعه و سنی است که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده: وقتی کفر و ظلم عالم را فرا گرفت ظاهر خواهد گردید کسی که نامش نام من و کنیه اش کنیه من از اولاد فاطمه سلام الله علیها عالم را پر از عدل و داد کند پس از آنکه پر از جور و ظلم شده باشد ، اینست که همه مسلمانها بلکه تمام ادیان مختلفه که در روی زمین می باشند قبول دارند ، که در آخرالزمان وقتی کفر و ظلم عالم را فرا گرفت کسی پیدا می شود که عالم را اصلاح نماید ، منتهی هر کسی آن مصلح بشر را باسمی می خواند.
یهودی می گوید :  همان پیغمبری است که حضرت موسی علیه السلام خبر داده بقدومش ، نصرانی گوید: حضرت عیسی بن مریم است که از آسمان نزول اجلال می فرماید ، و نیز باقی مذاهب هر یک بمذاق و رأی خود اسمی بآن مصلح بشر می گذارند.
و در سنی ها نیز کسی منکر اصل قدومش نیست و همه اعتراف دارند مخصوصاً عرفاء و مشایخ آنها مثل شیخ محیی الدین عربی که پیشوای طریقت و تصوف است ، در کتاب فتوحات مکی خود که در سیر و سلوک و عرفان نوشته ادعاء می نماید که من خدمت آن حضرت رسیده ام.
و نیز در فتوحات مکی ، در باب سیصد و شصت و ششم نوشته : ( مهدی که پیغمبر صلی الله علیه و آله بشارت داده بقدومش در آخرالزمان او از اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و خلیفه اوست ، ظاهر می گردد و زمین را پر از عدل می نماید پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد ، و نیز گفته پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده: اگر نمانده باشد از دنیا مگر یک روز خداوند آن روز را طولانی می گرداند تا آن که ظاهر گردد قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و از حجت و خلیفه خداست ، ظهور او در مکه در بین رکن و مقام است خوشبخت ترین مردم در آن زمان اهل کوفه اند ، غنیمت بتساوی تقسیم می کند، حکم بعدل می کند ، عدالت را بین مردم اجرا می گرداند، در زمانی ظاهر می گردد که دین بین مردم سست شده باشد ، هر کس از حکم او بیرون رود کشته می گردد هر کس با او منازعه کند خوار می گردد، عارفین بخدا باو ایمان می آورند.
و برای او اصحاب و یارانی است که حکم او را اجرا می نمایند و او را یاری می کنند و آنها وزراء اویند و وظائف سنگین ممالک را بدوش می کشند ، در یک روز شماره آنها بسیصد و سیزده نفر می رسد که همگی آنان از عجمند در آن ها عرب نیست لکن بزبان عربی تکلم می نمایند.
و نیز بسیاری از عرفاء و علماء که همه آنها از اهل تسنن می باشند ، مثل ( صدر الدین قونوی، شیخ عبدالکریم یمانی ، عبدالرحمن بسطامی، و غیر این ها ) اشعاری در وصف امام قائم علیه السلام سروده اند، که اگر بخواهیم شمه از آنها را بیان کنیم طولانی می شود و بنابر اختصار است. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه.
پدر آن حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ، مادرش نرجس خاتون ملکه و شاهزاده از اسرای روم بود و بقولی دختر قیصر از نسل شمعون که یکی از حواری عیسی علیه السلام است بوده ، محل تولدش در سامراء سال دویست و پنجاه و پنجم یا ششم هجری و بعضی پنجاه و هشت گفته اند ، در شب جمه پانزدهم ماه شعبان قریب بفجر تولد یافته و بروایتی هشتم شعبان بوده و معجزات و کرامات و فضائل ائمه دوازده گانه علیهم السلام از حد و حصر متجاوز است که در کتب شیعه و سنی ضبط گردید و در اینجا چون بنابر اختصار است کلام را بپایان رسانیدیم.
در اول کتاب گفته شد خوشبختی و سعادت مندی که در طلبش می گردیم دو رکن دارد: یکی صحت مزاج و دیگری آسایش و فکر و آرامش روح بدو چیز محقق می گردد:یکی ایمان بمبدء و معاد و دیگری تهذیب اخلاق و راجع به عقائد و ادله آن بقدری که بر تمام مکلفین دانستن آن واجب است و احدی در جهل بآن معذور نیست گوشزد نمودیم.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 51 - 60 از 360

حدیث روز

حاضرین در سایت

201 میهمان حاضرند
بازدیدکنندگان: 5403656

محبوب ترین ها